جمعى از نويسندگان
348
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
شده است . مجمل آن حقيقت كليه است . همان گونه كه عقل تفصيلى در نهاد عقل بسيط اجمالى منطوى است ( پيشين ، 78 ) . البته حضرت امام در ادامه ى بحث ، با اشاره به احاديثى از پيامبر اكرم ( ص ) و امام على ( ع ) و ائمه ى اطهار ( ع ) ، آن حضرت و ديگر امامان را در مقام نورانيت و روحانيت با پيامبر متحد مىداند و به حسب اين اتحاد ايشان را بزرگترين آيات و مظاهر و صفات حق ، وجه الله و مَثَل و آيت حق تعالى به شمار مى آورد ( همو ، چهل . . . ، 635 - 636 ) . ايشان در بيان درجه ى لفظ و عبارت اسم اعظم ، به حديثى از امام صادق ( ع ) اشاره مى كنند كه فرمود : « همانا خداى تعالى اسمى آفريد كه به حرف صدادار نيست و در لفظ به نطق نمىآيد و در مقام تشخيص در قالب جسد نيست و در تشبيه قابل توصيف نيست و در رنگ ، رنگ آميزى نشده است ؛ آن اسم ، اسمى بيكران و نامحدود است . از حس توهم كنندگان در حجاب است و پوشيده اى است بدون نقاب . پس او را كلمه ى تمامى قرار داد بر چهار جزء كه قرين هم بوده و هيچ يك پيش از ديگرى نبود . پس سه اسم از آن چهار اسم را چون خلق به آنها نيازمند بود ظاهر كرد و يكى از آنها را محجوب كرد و آن همان اسم مكنون مخزون است و اينان بودند نام هايى كه ظاهر شدند ؛ پس اظهار همان « الله » تعالى است و خداى سبحان براى هريك از اين اسماء چهار ركن مسخر كرد پس همگى دوازده ركن اند . سپس براى هر ركن از اين ركن ها سى اسم آفريد كه فعلى منسوب به آن اركان بودند و آن اسم ها عبارتند از « الرحمن ، الرحيم ، . . . » پس اين اسماء و آنچه از اسماء حسنى باشد تا سيصدوشصت اسم تمام بشود نسبتشان به آن سه اسم است و آن سه اسم ركن ها و حجاب هاى آن يك اسم اند كه به وسيله ى همين سه اسم پنهان و در خزينه ى غيب نگهدارى شده و اين است آنچه خداى تعالى مى فرمايد : « بگو الله را بخوانيد يا رحمن را ، هرچه را بخوانيد اسماء حسنى از آن اوست » ( همو ، 79 - 80 ) . اما در مقام ظهور اسم اعظم در لفظ و عبارات ، نظريات متفاوتى ارائه شده است و هر يك از ارباب معرفت و كشف به اسم و عبارتى اشاره نموده اند . نظر امام در اين باره آن است كه آن را فقط اولياى مورد رضايت حق و علماى راسخين مى دانند و از ديگران پنهان است و آنچه در كتاب هاى عرفا و مشايخ از حروف اسم اعظم و كلمات آن نوشته شده يا از آثار نبوى گرفته شده است يا در اثر كشف و رياضتى كه به هنگام خلوص و انصراف از دنيا ، كه دار وحشت و ظلمت است ، براى آنان روى داده است ( همان ، 86 ) .