جمعى از نويسندگان

283

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

12 - با صبر بگذاريم زمان پاسخ به سؤالهاى سير و سلوكى در منازل ومقامات فرا رسد كه استاد 13 - نيز از وظائفش بيان حكمت‌هاى سلوكى و توجيه شاگرد است . ( آيات 69 - 70 و فان اتبعنى فلا تسئلنى عن شىء حتى احدث لك منه ذكراً ) 14 - ارتباط با استاد به صورت خصوصى باشد نه عمومى ( فانطلقاً ) 15 - اگر تضاد فكرى پيش آيد و تفاهم و درك همديگر حاصل نشد بدون مقاومت از هم جدا شوند ( فلا تصاحبنى ) كه هر جدايىاى نشانه كينه ، عقده ، غرور و تكبر نيست ( قد بلغت من لذنى عذراً ) 16 - استاد بايد هرچه سريعتر ابهام زدايى نمايد ( سأنبئك ) كه با تعليم حكمت ، ظرفيت افراد افزايش مىيابد ( سأنبئك بتأويل ما لم تستطع . . ) 17 - ادب توحيدى در گفتار و رفتار بايد از نشانه‌هاى استاد راه باشد . ( فاردت ان اعيبها ، فاراد ربك ان يبلغا اشدهما ، ما فعلته عن امرى ) 18 - بايد سالك مؤمن كار را به خدا بسپارد كه اگر چيزى را گرفت ، بهتر از آن را مىدهد ( يبدلهما ربهما خيراً منه ) 19 - هركس قدر وصال را نداند گرفتار فراق خواهد شد . ( هذا فراق . . ) 20 - اراده اولياء الهى ، ارادة خداست ( فارادت ، ارادنا ، فاراد ربك ) « 1 » 21 - اما در همين حال نكته‌اى قابل توجه است كه اگر مريد و شاگرد امرى را بر خلاف اصول و مبادى ديد سكوت نكند ، بلكه اعتراص نمايد و از باب امر معروف و نهى از منكر وارد عمل شود يا حداقل اعتراض قولى و رفتارى كرده و فراق را بر وصال و فرار را بر قرار ترجيح دهد تا هنجار شكنى و ساختار شكنى نشود . مگر آنكه رمز و راز آن عمل مراد بر اساس امور باطنى آن هم باز طبق معارف وحيانى و اصول اعتقادى واخلاقى - سلوكى روشن شود كه البته مريد بايد تابع مراد باشد و چنان كه گفته شد وظيفه مراد نيز در چنين شرائطى روشنگرى و تفسير عمل خود است و راز گشايى و تفسيرند و او به فراق مريد از مراد منتهى شود نه اينكه سكوت محض نمايد و رسالت تبيين و ايضاح نداشته باشد . در اين زمينه مطلبى از استاد شهيد مطهرى جالب توجه و موجب دقت است : « داستان موسى و عبد صالح ، كه در قرآن كريم آمده ، داستان عجيبى است يك نكته بزرگ كه از اين داستان استفاده مىشود اين است كه تابع و پيرو تا آنجا تسليم متبوع و پيشوا است اصول و مبادى انجام مىدهد نمىتواند سكوت كند . گو اينكه در اين داستان ، عملى كه عبد صالح كرد لذا نظر خود او كه افق وسيع‌ترى را مىديد و به باطن موضوع توجه داشت ،

--> ( 1 ) - همه موارد ياد شده از نكته‌هاى پنجاه گانه‌اى كه در كتاب خضر راه ص 4 - 52 محمد لك على آبادى ، چ اول ، 1385 ، ش ، انتشارات پارس ، قم ، آمده استفاده شده است .