جمعى از نويسندگان
282
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
غيبى بود و در جريان كشتى آن جوان نيز با زبان رمز و راز دوران جوانى موسى كه دشمن يكى از هم فكرانش را با مشت كشت ياد آور شد و موسى عمل كشتن آن فرد را به شيطان نسبت داد . « 1 » اما كار كار خدا بود يعنى كار خير از دست او جارى شد كه تحت ولايت خدا بود . و در خصوص مرمت ديوار نيز مشابه همين كار را كه موسى در خصوص فرزندان شعيب انجام داد و به رايگان برايشان از چاه آب كشيد به يادش آورد . « 2 » و درواقع خضر به موسى مىگويد : من و تو تحت ولايت خداييم و آنچه به دست من و تو انجام گرفته ، به اراده خداوند بوده است . « 3 » نكات جزيى اما بسيار مهم : 1 - حضرت موسى ( ع ) با رفيق خود ( يوشع ) در جستجوى استاد برآمد ( قال موسى لفته ) 2 - يافتن استاد اگر چه سالها به طول انجامد پسنديده بلكه لازم است و بايد شاگرد به دنبال استاد برود ( او امضى حقباً ) گر چه بنده اگر با اخلاص كامل در جستجوى استاد برآيد زود نتيجه مىگيرد . 3 - تحصيل معرفت و وصول به كمال و رشد فرع بر تحمل رنجهاى فروان است كه گنج عرفان و ولايت با رنج حاصل شدنى است . ( آيه 62 - كهف ) 4 - مسير عرفان عملى و سير و سلوك طى منازل و مقدمات مىطلبد ( اذ اوينا الى الصخره ) 5 - راه عرفان راهزن دارد و غفلت از نشانههاى توحيدى از القائات شيطان است ( ما انسانيه الا الشيطان ان اذكره ) 6 - انسان در اثر مراقبه دائمى به هدف يعنى « خصر » راه رسيده ومىتواند در درياى عرفان به سير و غوص و غور بپردازد . ( و اتخذ بسبيله فى البحر عجباً ، قال ذلك ما كنا نبغ ) 7 - استاد بايد تنها رنگ خدا داشته و عبد محض خدا باشد ( فوجد عبداً من عبادنا ) 8 - مربى نفس و پير راه بايد راه طى كرده و به رزق معنوى رسيده و و اصل به علم لدنى و رحمت خاصه الهيه باشد ( آتينا رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علماً ) 9 - استاد بايد يك نفر با ويژگىهاى عبودى ، ولايى و معرفتى - توحيدى باشد ( عبداً مِنْ عبادنا ) 10 - فرايند تعليم وتعلم وتبعيت و گوش سپارى بايد به صورت طبيعى تحقق يابد تا به مقام رشد دست يابيم ( هل اتبعك على ان تعلمن مما علمت رشداً ) 11 - راه عرفان به صبر ، بردبارى و پايدارى نياز است كه راه ولايت است ( لن تستطيع معى صبراً ) ، ( ستجدنى ان شاء الله صابراً )
--> ( 1 ) - همان . - 15 . ( 2 ) - همان آيه 24 - 23 ( 3 ) - جوادى آملى ، تفسير موضوعى قرآن مجيد ، ج 7 ص 193