جمعى از نويسندگان

280

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

پس در عرفانِ عملىِ اسلام راه فقه و فقيه ستيزى با هدف فقه و فقيه زدايى بسته است و شريعت خط قرمز سير وسلوك حقيقى است . از سوى ديگر انديشه و مدل فكرى - سلوكى مبتنى بر امامت و روح و روحيه ولايى داشتن يعنى سلوك ثَقَلينى و عرفان عملى مبتنى بر قرآن وعترت نيز داراى اصالت و اهميت بسزايى است مرحوم ملا عبد الصمد همدانى در شرايط شيخ و مرشد پس از آنكه نوشته‌اند بايد شيخ و مرشد مجذوب سالك باشد و اعتقاد خوب داشته باشد مطرح كردند : « بايد كه شيخ به اعتقاد اهل بيت و ائمه اثنا عشر ( ع ) باشد و الا مبدع باشد و مبدع منجى نباشد بلكه هالك و در ضلالت باشد ، كور را كى رهنما كورى بود ؟ « 1 » اينك بر اساس داستان موسى و خضر ( ع ) و اشارات و لطائف نهفته در آن داستان راستان سير و سلوك الهى ويژگى هاى مراد و مرشد يا پير راه و استاد طريق كمال و جمال الهى را تبيين و بيان مى كنيم : لطائف و اشاراتى در داستان حضر و موسى ( ع ) داستان موسى ( ع ) كه قبلًا تحت تربيت و حمايت حضرت شعيب ( ع ) بود و خود از پيامبر اولوالعزم است و اينك به همراه رفيق جوانمردش يوشع بن نون ( ع ) وصّى خويش با عبد صالح قرآنى كه در احاديث جناب خضر نبى ( ع ) است در سوره كهف 23 آيه را به خود اختصاص داده‌است « 2 » ، هماره مورد توجه مفسران ، حكيمان و عارفان بوده است . و فهم و قرائت‌هاى مختلفى از آن شده است ونكات دقيق و اشارات عميقى از آن برداشت كرده‌اند كه اولًا به صورت كلى و ثانياً به صورت جزيى مطالبى را متذكر مىشويم نكات كلى : 1 - اكثر مفسران درباره‌ى اين آيات شريفه و داستان مربوطه به اهميت علم و تكامل علمى بشر پرداخته‌اند و نكات بسيار مهمى را در حوزه تعليم و تعلم و رابطه استاد و شاگرد مطرح كرده‌اند . « 3 » 2 - برخى نيز به تفكيك دو نظام تكوين و تشريع و اصول حاكم برآنها پرداخته و مأموريت‌هاى هر كدام از دو پيامبر الهى يعنى حضرت موسى و خضر ( ع ) را جدا كرده و حضرت موسى ( ع ) را مأمور به ظاهر ونظام تشريع و خضر ( ع ) را مأمور به باطن و نظام تكوين دانسته اند اگر چه پيامبر اعظم ( ص ) را مظهر جمال و جلال و حاكم بر نظام تكوين وتشريع

--> ( 1 ) - بحر المعارف ، ج 1 ص 366 ، تحقيق و ترجمه حسين استاد ولى ، چ اول ، 1387 ، تهران ، مؤسسه انتشارات حكمت . ( 2 ) - سوره كهف آيات . ( 3 ) - طباطبايى ، محمد حسين ، الميزان ، ج 13 ص 476 - 477 . چ بيست ، 1383 ش . دفتر انتشارات اسلامى ، مكارم شيرازى ، ناصر ، تفسير نمونه ، ج 12 ص 528 - 565 چ بيست و سوم ، 1383 ش .