الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

295

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

مقدار ديه مرتبة پايين‌تر شده است هم در مورد شكافتن لب « 1 » و هم در مورد شكستگى استخوان و ملاك كلى از آن به دست نمىآيد و ملاكات اين احكام به دست ما هم نيست بنابراين در مورد شق اول سؤال گوييم تعدى به موارد ديگر نمىتوان كرد و در مورد دوم هم مىگوييم پيوند عضو تأثيرى در تغيير مقدار ديه ندارد چون وقتى عضوى قطع شد كه ديه مقدره دارد ظاهر اطلاق دليل اين است كه ديه واجب مىشود به مجرد قطع چون موضوع وجوب به تمام و كمال تحقق پيدا كرده است و پيوند جبران مافات است كه موجب نقص ديه نمىشود افزون بر اين خود پيوند هم داراى مخارجى است كه چه بسا از ديه عضو هم بالاتر رود ولى به هر حال تقدير شرع انور متبع است در موردى كه ديه تعيين كرده است . سؤال 513 . در مورد جراحت متلاحمه‌اى كه به فلج عضو مىانجامد و با درمان مىتوان از فلج شدن پيشگيرى كرد بفرماييد : الف - آيا بر شخص مجروح واجب است خود را درمان كند ؟ ب - در صورت درمان آيا مىتوان هزينه‌هاى افزون بر مقدار ديه را از جانى گرفت ؟ جواب : الف - بر شخص مجروح واجب است كه خود را درمان كند . چون ايجاد نقص در اعضا ابتدائاً جايز نيست بنابر اظهر و احوط و در اين مورد هم اگر چه ايجاد نقص ابتدائاً نيست ولى استناد فلجى عضو با ترك معالجه مسلماً از نظر عرف مستند به اين شخص است . ب - در سؤالات سابقه گذشت كه هزينه‌هاى درمان بر عهده جانى نيست بلكه او فقط بايد ديه مقرره را بپردازد مگر خساراتى افزون بر جنايت وارد كرده باشد چون ظاهر ادله ديات ضمان جانى به مقدار ديه است نه بيشتر و يا كمتر .

--> ( 1 ) يرجع الى الوسائل ج 19 باب 5 من ديات الأعضاء ح 1 و باب 9 و 10 من ديات الأعضاء فى كسر الترقوة و المنكب و العضد و المرفق .