الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
281
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
سبب قتل است ديه جدا ندارد چون قتل بدون سبب نمىشود « 1 » ولى ضربات اضافى ديه جداگانه دارد و اگر مجموع من حيث المجموع ضربات سبب قتل است و از يك نوع است كه عرفاً يك سبب حساب شود مثل اينكه با عصا بزند تا بميرد تعدد آن اثرى ندارد ولى اگر از انواع متعدد است مثل شكستن دست و پا و كور كردن چشم و ضربه بر شكم وتهيگاه ، پس غير آنچه متصل به قتل است بقيه حساب جداگانه دارد . والله العالم . سؤال 495 . در مورد قصاص نفس بفرماييد : الف - آيا اولياى دم مىتوانند به جاى قصاص نفس ، عضوى از اعضاى قاتل را قطع كنند ( مثلًا به جاى كشتن قاتل يكى از پاهاى او را قطع كنند ) . ب - آيا اولياى دم مىتوانند عضوى از بدن قاتل را قطع و نسبت به مابقى طلب ديه نمايند ؟ ج - آيا اولياى دم مىتوانند عضوى از بدن قاتل را قطع و نسبت به مابقى مصالحه نمايند ؟ د - آيا رضايت و عدم رضايت قاتل در سه حالت فوق تأثيرى خواهد داشت ؟ جواب : ظاهر آيه مباركه « النفس بالنفس » تعيين مماثلت است و در روايات هم عِدل قصاص را ديه قرار داده است با شرايط مخصوصه اگر چيز ديگرى عِدل بود بيان مىشد بنابراين عدم جواز آنچه در بند « الف » تا « ج » ذكر شد ، واضح مىشود و رضايت وعدم رضايت جانى كه در بند « د » ذكر شده اثرى ندارد و آنچه بدواً به ذهن مىآيد كه قصاص حق ولى دم است و حق را مىتواند به هر طورى كه راضى باشد بگيرد دليلى ندارد و القاى
--> ( 1 ) يرجع الى الجواهر ج 43 ص 292 فى شبيه هذه المسألة و إلى شرحنا فى ذيل مسئلة فيما سبق حيث تمسكنا باصالة عدم التداخل و قررنا أن ما دل على التداخل فى الضربات الطولية من النص معرض عنه عند المشهور و هو التحقيق .