الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

274

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

جواب : شمول اين حكم نسبت به پا بر غير مورد خودش خالى از اشكال نيست اگر چه بعيد نيست و نسبت به ساير اعضا بايد ملاحظه مورد خاص بحسب دليلش بشود . و تعليلى كه در روايت معمول بها از حبيب سجستانى است بقوله ( ع ) : « لأنه ليس له جارحة يقاس منها » شامل پاها نمىشود حتى در پاها و جارحه را بعضى لغويين به اعضاى كاسبه مثل يد و رجل اطلاق كرده‌اند و به تناسب حكم و موضوع منصرف معنى در اين روايت همين است اگر چه جارحه اعم باشد چون قلب هم از جوارح است و معلوم است كه اعدام شخص براى قصاص طرف جايز نيست . ولى در عين حال شمول حكم يد بر رجل خالى از اشكال نيست براى اينكه اصل حكم تعبدى است و مثليت يد با رجل به نظر عرف صادق نيست و لذا اعتداء به مثل كه قانون كلى است بر مقام تطبيق ندارد مضافاً احتمال اين كه تعليل براى خصوص حكم يد باشد هست و نسبت به مشهور داده شده كه به تعليل عمل نكرده‌اند در غير يد ولى فقره واحده در ذيل عمل به آن در پا و عدم عمل در غير آن متهافت است با نبودن دليل خاص و ادعاى فحوى نسبت به پا ممنوع است . و راجع به چشم در يكى از سؤالات قبل گذشت حكم صورتى كه تساوى در محل نباشد ولى تساوى در اصل باشد مثل قصاص چشم راست به چپ و بالعكس و در موارد ديگر هم بايد دليل خاص خودش را ملاحظه كرد . كيفيت استيفاء سؤال 486 . با عنايت به اينكه نظارت حاكم در استيفاى قصاص ضرورى است بفرماييد آيا براى قصاص لازم است ولى دم از ولى امر يا منصوب او از طرف او استيذان نمايد يا خير ؟ جواب : آنچه مسلم است اين است كه حاكم بايد حكم به قصاص بنمايد و امّا نظارت او ضرورى نيست و ظاهر اين است كه مراد سائل همين معنى باشد بلى سزاوار است