الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

16

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

النبش إن لم يوجد مالك القبر لطلب الرضا منه . ترجمه فارسى : شخصى مرده از روى نادانى به موضوع او را در قبرى كه از مال غير بوده دفن كرده‌اند بعد از آن معلوم شده كه قبر متعلق به ميت غير آن بوده آيا جايز است نبش قبر كرده و او را در قبر خودش دفن كنند ؟ اگر صاحب آن قبر راضى نشود كه ميت در آنجا باقى بماند واجب است او را بيرون بياورند و در قبر مباح دفن كنند و اگر مالك قبر پيدا نشود كه از او رضايت طلب كنند نيز واجب است نبش و دفن در محل مباح . سؤال 20 . شخصى وصيت كرده او را دخمه گذارند و بعداً جنازه اش را به كربلا ببرند و مبلغ 5 / 1 ميليون تومان براى اين كار گذاشته چه بايد كرد ؟ جواب : بعضى فقها اگرچه نبش قبر را در اين مورد جايز دانسته‌اند ولى به نظر حقير خالى از اشكال نيست بلكه ظاهر عدم جواز است بنابراين اگر ممكن باشد كه بدون نبش با ساختن صندوقى در اطراف و زير و روى قبر آن را حركت دهند بايد به وصيت عمل كنند . اگر به طور كلى مأيوس از امكان حمل هستند مبلغى كه براى اين كار گذاشته ، از مال وارث مىشود و بهتر است با رضايت كبار ورثه صرف خيرات و ترويج امر ائمه اطهار گردد . سؤال 21 . آيا نماز ليلة الدفن براى مرده بچه مسلمان بعد از هفت سال وارد شده است يا خير ؟ جواب : خواندن نماز ليلة الدفن براى بچه‌ها به قصد ثواب و رجاء واقع مانعى ندارد ولى به قصد ورود خالى از اشكال نيست چه بچه هفت ساله باشد يا بيشتر و يا كمتر . « 1 »

--> ( 1 ) لأن ما ورد فى تشريع الصلاة فى ليلة الدفن يكون فيه اشعار بأن هذه الليلة أشد ما يكون على الميت و هو ظاهر فى من عليه تكليف و سؤال و اما الصبى الذى رفع القلم عنه فليس كذلك نعم ان كان ذلك لاحتمال الفراق عن الدنيا و أهله الذى يوجب درك الغربة لا يبعد القول بالتمسك بالاطلاق ولكنه ليس على حد الجزم بذلك فالأحوط اتيانها رجاءً .