على غضنفرى
50
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
پرسش ما اين است آيا آن همه نشانهها و قراينى كه نشانگر جانشينى على است و در منابع تاريخى و حديثى اهل سنت ، ثبت و ضبط شده است ؛ حداقل ايجاد شبههاى كه موجب احتياط شود ، نمىنمايد ؟ توجيه دوم علماى اهل سنت سقيفه را چنين توجيه مىكنند كه عدم شكلگيرى آن در پى درگذشت پيامبر ، موجب ايجاد فتنه ميان مسلمانها مىشد . اين توجيه هم پذيرفتنى نيست ؛ زيرا اولا : اگر درگذشت پيامبر موجب فتنه مىشد ، چرا نگذاشتند ، پيامبر در آخرين لحظات زندگى خود ، فرمان به نوشتن چيزى دهد كه اين فتنه ايجاد نشود . امرى كه صحاح و سنن اهل سنت به آن اشاره نمودهاند و گفتهاند كه عمر مانع نوشتن چيزى شد كه به نظر پيامبر اگر نوشته مىشد ، مانع گمراهى امت بود . « 1 » ثانيا : چرا نگذاشتند ، همهى اصحاب شركت كنند ؟ چرا در زمانى سقيفه را برگزار كردند كه برخى عملا ( به خاطر خاكسپارى پيامبر ) امكان حضور در آن نيابند و . . . ثالثا : آيا همين سقيفه موجب فتنه نشد ؟ و آيا اين همه اختلاف را در جامعه اسلامى ايجاد نكرد ؟ آيا موجب اتهامات شديد به برخى از اصحاب نشد ؟ و آيا . . . توجيه سوم برخى براى توجيه سقيفه ، به رواياتى چنگ زدهاند كه مطابق آنها ، پيامبر خدا فرموده ابا بكر خليفهى پس از من است . اخبارى در مصادر صحيح اهل سنت وجود ندارند و بر فرض وجود اولا : توان معارضه با اين همه آيهها و رواياتى كه نشانگر جانشينى على است ، را ندارند . ثانيا : اگر چنين رواياتى وجود داشت ، چه نيازى به سقيفه بود ؟ چه نيازى به شوراى حل و عقد بود ؟
--> ( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 39 و ج 5 ، ص 138 ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 76 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 325 .