على غضنفرى

51

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

سؤالات ديگر علاوه بر آنچه گذشت ، به بيان پرسش‌هاى ديگرى هم مىتوان پرداخت . 1 - جريان سقيفه ، آشكارا اتهام بزرگى را بر پيامبر روا مىدارد . بيان اين نكته كه اهل حل و عقد به فكر جامعه‌ى اسلامى و اسلام بودند و مىترسيدند مبادا فتنه‌اى ايجاد شود ، اين اتهام را متوجه پيامبر مىكند كه وى چرا مانع اين فتنه نشد و جامعه اسلامى را رها كرد ؟ ! 2 - پذيرش روند تاريخى تعيين خلافت پس از پيامبر ، موجب توجيه آيه‌هاى بسيارى از قرآن ، و روايات بسيارى از پيامبر مكرم اسلام شده است . حمل واژه‌هاى آيات و روايات به توجيه‌هاى بعيد و گاه ناپسند ، توجيه غير منطقى اخبار و احاديث نبوى و به بن‌بست رسيدن درباره‌ى برخى روايات ديگر چون روايت تعداد دوازده‌گانه‌ى خلفا و . . . از آثار پذيرش روند تاريخى انتصاب خليفه در سقيفه است . 3 - انتصاب عمر و عثمان ، علاوه بر اشكالات گذشته ، حاوى اشكال مهم‌ترى است . اين اشكال از توجيه انتصاب خليفه‌ى دوم از سوى خليفه‌ى اول و نيز خليفه‌ى سوم از سوى خليفه‌ى دوم متوجه اهل سنت مىشود . شيوه نسب خليفه‌ى دوم اين بود كه خليفه‌ى اول او را منصوب كرد . آيا چنين كارى مشروعيت قانونى نزد صاحبان خرد دارد ؟ آيا يكى از مسلمانان مىتواند ولايت يكى ديگر را براى همه‌ى جامعه اسلامى تجويز كند ؟ آيا ممكن است گفته شود خليفه‌ى دوم و سوم از پيامبر دلسوزتر بودند ؟ آيا پيامبر جامعه را دچار تشتت و انحراف كرد ؟ و . . . و پرسش‌هاى مكرر ديگر ، كه اگر در كنار توجيه آيه‌ها و روايت‌ها گذاشته شوند ، چهره‌اى بسيار زشت از تاريخ پس از پيامبر را نشان مىدهد . دو شبهه 1 - ممكن است اين پرسش پيش آيد كه براساس آنچه در تاريخ گذشته است ،