على غضنفرى
151
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
برخى در غايت ضعف هستند . سپس ايشان سخن بزاز و ابن حزم را نقل مىكند كه اين سخن پيامبر نيست ؛ اين حديث دروغ ، ساختگى و باطل است . « 1 » اما متن حديث اولا : ترديدى در اختلاف نظريههاى اصحاب دربارهى مسائل مختلف اعتقادى و عملى وجود ندارد ؛ با اين وصف چگونه ممكن است كه آن همه آراء متفاوت و متضاد ، لازم الاتباع و عامل رشد و هدايت باشد ؟ ثانيا : واژهى اقتدا به معناى پيروى است ، و متصور نيست پيامبر دستور اقتدا كردن به گروهى را داده باشد كه بعضى از آنها مرتكب گناهان كوچك و گاه بزرگ شدهاند . ثالثا : مخاطب اوليهى اين حديث ، طبعا بايد ياران پيامبر ( تمام كسانى كه پيامبر را ديدهاند ) باشد . در اين صورت اقتداكنندگان چه كسانى خواهند بود ؟ ترجمه اين حديث اين خواهد شد كه شما ستارهايد ، به هركس از خودتان اقتدا كنيد هدايت يافتهايد ! آيا اين خواسته درست است ؟ حديث دوم ابن حجر ، در موثق بودن جعدة ابن هبيره از رجال اين حديث تشكيك كرده است . « 2 » دربارهى ميزان دلالت حديث ، مىتوان گفت : اولا : تاريخ نشان داده كه بعضى از مسلمانان قرن اول هجرى ، جرايم بزرگى انجام دادهاند ؛ حال چگونه قابل تصور است كه رسول خدا بگويد : همهى معاصرين من برترين مردم هستند و همينطور بعدىها نسبت به گروههاى بعدى .
--> ( 1 ) - تحفة الاحوذى ، ج 20 ، ص 55 . ( 2 ) - ر . ك : فتح البارى ، ج 7 ، ص 6 ؛ تحفة الاحوذى ، ج 6 ، ص 390 .