على غضنفرى
126
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
لن تزالوا بخير ما سمعتم من محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) و ما اتبعتم امره فاتبعوه و اعينوه ترشدوا . « 1 » 13 - پيامبر فرموده بود : تا ابو طالب زنده بود از قريش گزندى به من نرسيد . ما نالت منى قريش شيئا اكرهه حتى مات ابو طالب ، به همين جهت ، پيامبر سال وفات ابو طالب و خديجه را عام الحزن ناميد . « 2 » وقتى ابو طالب از دنيا رفت ، پيامبر با وى نجوا كرد و فرمود : عمو ، خير ببينى ! در كودكى بزرگم كردى و در بزرگى پناهم دادى . به خدا سوگند چنان براى تو از خدا درخواست آمرزش كنم كه جنّ و انس متعجب شوند . وصلتك رحم يا عم ، و جزيت خيرا ، فلقد ابيت و كفلت صغيرا و نصرت و آزرت كبيرا . . . اما و اللّه لاستغفرن و لا شفعن فيك شفاعة يعجب لها الثقلان . « 3 » 14 - ديوان اشعار ابو طالب سرشار است از مدح پيامبر و دين اسلام كه همه حكايت از ايمان قوى او مىنمايد . به دو بيت از اشعار او توجه كنيد : لقد اكرم اللّه النبىّ محمدا * فاكرم خلق اللّه فى الناس احمد فشقّ له من اسمه ليجلّه * فذو العرش محمود و هذا محمد « 4 » خدا فرستادهاش محمد را گرامى داشت . پس گرامىترين بندگان ، احمد است . نام او را از نام خود گرفت تا او را جلال بخشد ، صاحب عرش محمود و اين محمد است . جريان اتهام دانستيم كه در واقع پيامبر با دو گروه متفاوت مبارزه مىكرد : عدهاى مانند ابو جهل و ابو لهب كه دين نياكان خود را در آستانهى نابودى مىديدند ، لذا حاضر
--> ( 1 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 66 ، ص 329 ؛ اسد الغابة ، ج 1 ، ص 19 . ( 2 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 66 ، ص 338 ؛ البداية و النهاية ابن كثير ، ج 3 ، ص 151 . ( 3 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 76 . ( 4 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 78 .