على غضنفرى

127

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

نبودند پيامبرى پيامبر را بپذيرند . اين دسته اسلام نياوردند تا از دنيا رفتند و يا كشته شدند . دسته دوم كسانى بودند كه حسادت گذشته‌ى آنان نسبت به بنى هاشم ، هر لحظه با رشد بنى هاشم قوىتر مىشد . اينان حاضر نبودند آقايى مقطعى ، چون آب دادن به حاجيان و بناى خانه‌ى كعبه و مسجد الحرام را از بنى هاشم ببينند ؛ چه رسد به رهبرى معنوى و هميشگى آنان را . اوج اين حسادت ، در رفتار هند با جسد حمزه ظاهر شد . ابو جهل گفته است : ما با فرزندان عبد مناف ، در عزّت و شرف منازعه مىكرديم ، آن‌ها طعام مىدادند ما هم طعام مىداديم . آن‌ها كمك مىكردند ما هم كمك مىكرديم . آن‌ها عطا مىكردند ما هم عطا مىكرديم . حتى در اسب سوارى هم مبارزه مىكرديم . ولى اكنون مىگويند : پيامبرى از ما آمده كه از آسمان وحى مىآورد ! به خدا سوگند به او ايمان نمىآوريم و او را تصديق نمىكنيم . « 1 » اين حسادت در زمان حكومت بنى اميه به شكل شديدترى آشكار شد ، آنان براى خارج كردن اهل بيت از ميدان به كفر ابو طالب متمسك شدند . عباسيان نيز با اينكه خود از بنى هاشم محسوب مىشوند ، ولى براى برترى عباس بر ابو طالب كه برادر يكديگر بودند ، براى خارج نمودن فرزندان ابو طالب از گردونه سياست ، به همين نيرنگ متوصل شدند ؛ و لذا ايمان و كفر ابو طالب بيش از يك مسأله سياسى ، چيز ديگرى نبود . دلايل برخى بر كفر ابو طالب 1 - طبرى آورده است كه آيه‌ى زير درباره‌ى ابو طالب نازل شده است : وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ . « 2 » « آنها ديگران را از آن باز مىدارند و خود نيز از آن دورى مىكنند . آنها جز خود را هلاك

--> ( 1 ) - سيرة ابن هشام ، ج 1 ، ص 337 . ( 2 ) - انعام ، 26 .