على غضنفرى

125

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

مهمان‌نوازى نكردن باز داشته بود . « 1 » 9 - قريشيان پيمانى امضا كرده بودند تا با بنى هاشم نشست و برخاست ننمايند ، معامله نكنند و . . . مگر اينكه آنان پيامبر را تسليم قريش كنند . به همين جهت ، بنى هاشم در دره‌اى كه شعب بنى هاشم يا شعب ابو طالب ناميده مىشود ، محاصره شدند . ابو طالب در مدت محاصره ، اجازه نداد كوچك‌ترين گزندى به پيامبر برسد ، او در اين مدت مانند خديجه مال خود را انفاق نمود . « 2 » 10 - روزى جبراييل امين به پيامبر خبر داد كه خداوند به موريانه‌اى فرمان داده تا پيمان‌نامه مشركان كه در كعبه نصب شده بود ، از ميان ببرد و اينك از اين پيمان‌نامه جز نام اللّه نمانده است . ابو طالب كه به درستى گفتار برادرزاده‌اش ايمان داشت ، نزد مشركان آمد و گفت : پسر برادرم چنين گفته است ، اگر راست گفته باشد ، هرگز تا آخرين تن تسليم نمىشويم و اگر دروغ گفته باشد ، من او را به شما مىسپارم . آنان چون كعبه را گشودند و عهدنامه را ديدند ، آن را به همان صورت يافتند كه ابو طالب گفته بود . همين باعث شد كه مسلمانان از شعب خارج شوند . « 3 » 11 - در « مكه » قحطى شديدى آمد و قريشيان از ابو طالب خواستند كه براى آمدن باران دعا كند ، وى با رسول خدا كه پسربچه‌اى بود نزد كعبه آمد و پشت او را به كعبه چسبانيد ؛ پيامبر دست به آسمان بلند كرد و باران شديدى باريد . « 4 » پيامبر پس از ظهور اسلام ، روزى بر منبر به همين موضوع اشاره كردند . « 5 » 12 - ابو طالب هنگام وفاتش ، بنى مطلب را خواست و به آنان گفت : همواره در خير و صلاح هستيد ، تا زمانى كه از محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) بشنويد و اطاعتش كنيد .

--> ( 1 ) - سيرة ابن هشام ، ج 1 ، ص 222 . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 30 . ( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 31 . ( 4 ) - سبل الهدى و الرشاد الصالحى الشامى ، ج 2 ، ص 37 . ( 5 ) - ر . ك : فتح البارى ، ج 2 ، ص 411 .