على غضنفرى
29
نهج الفصاحة (ترجمه اى روان نمايه اى براى محققان و اسناد روايات) (فارسى)
مالكىها نيز فتوائى چون حنبلىها دارند « 1 » دانشگاه الازهر مصر نيز ترجمه قرآن را ممنوع كرده بود . وقتى از هند ترجمه قرآن به زبان انگليسى وارد شد ، شيوخ الازهر فتوا به منع ورود آن به مصر دادند و حكومت نيز مانع ورود آن شد . « 2 » محور اشكالات وارده بر ترجمه قرآن ، بر اين است كه ترجمه قرآن ، قرآن شدهباشد ولى آنچه حاصل مىشود ، ضمن اينكه فصاحت و بلاغت قرآن را ندارد ، در بيان مفاهيم عالى قرآن ضعيف و گاه ناتوان مىباشد . علاوه اينكه نمىتوان حكمى را از ترجمه اخذ كرد و يا در فتوائى به آن استناد جست و تقليد از آن نيز جايز نمىباشد . مضافاً به اينكه توجه به ترجمه موجب سلب توجه مردم به قرآن شده و وحدت جامعه اسلامى را به هم خواهد زد . در پاسخ اين شبهه با قاطعيت مىتوان گفت كه احدى ترجمه را قرآن نناميده و نخواهد ناميد . ترجمه ، ترجمه است و بس و هدف آن بيان كليات مفاهيم قرآن براى كسانى است كه زبان تكلم آنها با زبان قرآن فرق دارد . شاهد اين مطلب ، عدم جواز اكتفاء ناشران به چاپ ترجمه متون ، بدون خود قرآن است در حالى كه در ترجمه اصطلاحى ، متن مترجم كفايت از متن اصلى مىكند . طبعاً كسانى كه بخواهند حاق الفاظ و عبارات قرآن كريم را درك كنند ، يا از آيات قرآن ، حكمى فقهى ، اخلاقى و . . . را استنباط كنند يا معناى مجازى واژهها را از معانى حقيقى آنها تشخيص دهند يا بخواهند اعجاز آن را درك نمايند ، و . . . بايد به اصل متن توجه كنند و هيچ ترجمهاى توان ندارد آنان را به مقاصد مورد نظرشان برساند . بنابراين ترجمه نخواهد توانست و نمىتواند جايگزين متن شود . پس ترديدى در فايده ترجمه وجود ندارد ترجمه كلام وحيانى موجب ترويج سريعتر دين اسلام مىشود ، و خلايق را كه تشنه معرفت هستند از سرچشمه نور آن سيراب مىسازد .
--> ( 1 ) - ر . ك تفسير المنار ، ج 9 ، ص 336 . ( 2 ) - ر . ك تفسير المنار ، ج 9 ، ص 336 .