على غضنفرى
19
نهج الفصاحة (ترجمه اى روان نمايه اى براى محققان و اسناد روايات) (فارسى)
معصوم عليه السلام نقل شده و شنونده آن عمل را به طمع رسيدن به همان ثواب انجام دهد ، اگر در دنيا يا آخرت كشف شود كه روايت مجعول است ، همان ثواب ، اعطاء مىشود و البته اعطاء ثواب از باب تفضل خداوند است به كسى كه اميد اين تفضل را دارد نه از باب حق وى . حاصل آنچه گفته شد اينكه اخبارى كه گوياى مباحث اعتقادى و عملى نيستند ، و صرفا به مباحث اخلاقى مىپردازند چون غالب احاديث نهج الفصاحة ، نيازى به اثبات اعتبار آنها چنانچه در احاديث فقهى لازم است ندارند . البته اگر حديث اخلاقى بخواهد آيهاى را تخصيص بزند و يا استثنائى از حكم اخلاقى مستند را بيان نمايد ، به گذشتن از فيلترهاى حجيت حديث احتياج خواهد داشت . دو نكته مهم 1 - تدبر در روايات نبايد حديث را بدون تدبر و دقت لازم پذيرفت . احاديث اگر از لبان مبارك معصومين عليهم السلام صادر شده باشند بر پايههاى عقلانى قوى استوار است . البته مراد اين نيست كه به ذوق و سليقه خود اجازه دخالت در حديث دهيم ، بلكه مقصود اين است كه عقل و خرد و نه پندار را در فهم حديث به كار بنديم . قال على عليه السلام : اعْقِلُوا الْخَبَرَ اذا سَمِعْتُمُوُه عَقْلَ رِعايَةٍ لا عَقْلَ رِوايَةٍ فَانَّ رُواةَ الْعِلْمِ كَثيرٌ وَ رُعاتَهُ قَليلٌ . « 1 » در اخبارى كه مىشنويد تفكر كنيد تفكرى كه در پى آن عمل باشد نه صِرف نقل ، چرا كه راويان علم بسيار و عاملان آن اندكاند . 2 - پرهيز از نقل براى هر كس بديهى است هر كس ميزانى از فهم و ادراك دارد ، نيز هر انسانى به حوائج خاص خود محتاج است كه شايد ديگرى آن را داشته و يا اصلًا بدان نيازمند نبوده و ظرف پذيرش آن را نداشته
--> ( 1 ) - نهجالبلاغه ، حكمت 94 به ترتيب فيضالاسلام و 98 به ترتيب صبحى صالح .