على غضنفرى
17
نهج الفصاحة (ترجمه اى روان نمايه اى براى محققان و اسناد روايات) (فارسى)
علوم از نظر اهميت و نقشى كه در زندگى دنيوى و اخروى انسان دارند قابل طبقه بندى هستند . طبيعى است كه مباحث اعتقادى ، بايد بوسيله عقل پايهگذارى شوند و نقل در آنها يا مؤيد است و يا صرفاً براى بيان جزئيات موضوعى به كار مىرود كه اصل آن بوسيله عقل اثبات شده است . اخلاق نيز ، ساخته و پرداخته دين نيست ، بلكه احكام اخلاقى مقتضاى حكم عقل هستند ، عقل غصب اموال ديگرى را نمىپسندد و غيبت و افتراء را غير صحيح مىشمارد و . . . دين تنها قواعد عقلى را در اخلاق محكمتر مىنمايد و دين اسلام كه برترين اديان الهى است بيشتر به اين مهم پرداخته است و بطورىكه رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله علت بعثت خود را تتميم مكارم اخلاقى مىداند نه ايجاد اخلاق كه آن را خداوند با خلق عقل در وجود انسان قرار داده است . « انى بعثت لاتتم مكارم الاخلاق » « 1 » در حجيت خبر در تفسير قرآن نيز مباحث گستردهاى مطرح است كه جاى خود را مىطلبد و البته عدم اعتبار خبر در تفسير قابل پذيرش نيست چرا كه چنين عقيدهاى منافى صريح روايت ثقلين است . در مباحث فقهى كه موضوع آنها شناخت حكم خداوند است و ارتباط تام با سعادت دنيوى و اخروى انسان دارد ، بايد رواياتى عرضه شوند كه از تمام فيلترهاى حجيت حديث بگذرند ، طبعاً حديثى كه كوچكترين مشكلى از نظر معيارهاى حجيت دارد ، قابل استفاده فقيه نمىباشند . اما اين مقدار دقت در تمام مسائل فقهى لازم نيست ، برخى مباحث فقهى بيانگر وجوب و حرمت و حليت هستند . در اين موارد فقيه به حديثى استناد مىكند كه سلسله سند آن بى عيب باشد و يا مشكل احتمالى آن قابل جبران بوده باشد . اما احاديثى كه حكم مكروه و يا مستحب و يا مباحى را مطرح مىكند ، لازم نيست آن مقدار از حجيت لازم در وجوب و حرمت را
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 16 ، ص 210 .