على غضنفرى
48
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى)
يكى از آنها « 1 » به خاطر حسد و كينهاى كه داشت به راه راست نرفت ديگرى « 2 » خويشاوندى و دامادى را برحقيقت مقدّم كرد و نفرات ديگر « 3 » را مطالبى است كه نمىخواهم بگويم . بنابه گفته ابن ابىالحديد « 4 » در تفسير خطبه 172 ، سعد بن ابىوقاص به حضرت گفت : تو برخلافت حريصى . حضرت در جواب او فرمودند : به خدا سوگند شما با اينكه از پيامبر دورتريد ، حريصتر هستيد ، در حالى كه من شايستهتر و نزديكتر به او هستم . من حقّ مسلم خويش را مطالبه مىكنم و شما بين من و حقّ من حائل مىشويد . سپس حضرت مىفرمايند : وقتى در جمع حاضران در شورا ، با استدلال جوابش دادم ، و پاسخم را به گوش او كوفتم ، مبهوت شد و حيران گشت و ندانست به چه مرا پاسخ گويد . لازم به ذكر است كه مصادر نهجالبلاغه اين جسارت را به « عبدالرحمن بن عوف » نسبت مىدهد . « 5 » متن اين سخن در نهجالبلاغه چنين است : « وَقَدْ قَالَ قَائِلٌ : إِنَّكَ عَلَى هذَا الْأَمْرِ يَا بْنَ أَبيطَالِبٍ لَحَرِيصٌ ؛ فَقُلْتُ : بَلْ أَنْتُمْ وَاللَّهِ لَأَحْرَصُ وَأَبْعَدُ ، وَأَنَا أَخَصُّ وَأَقْرَبُ ، وَإِنَّمَا طَلَبْتُ حَقًّا لِي وَأَنْتُمْ تَحُولُونَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ ، وَتَضْرِبُونَ وَجْهِي دُونَهُ . فَلَمَّا قَرَّعْتُهُ بِالْحُجَّةِ فِي الْمَلَاءٍ الْحَاضِرِينَ هَبَّ كَأَ نَّهُ بُهِتَ لَايَدْرِي مَا يُجِيبُنِي
--> ( 1 ) - مراد سعد بن ابىوقاص است كه بستگانش در بدر بدست حضرت هلاك شده بودند . ( 2 ) - مراد عبدالرحمن بن عوف كه شوهر خواهر مادرى عثمان بود . ( 3 ) - طلحه و زبير . ( 4 ) - ر . ك : شرح حديدى ، ج 9 ، ص 305 . ( 5 ) - مصادر نهجالبلاغه ، ج 2 ، ص 414 .