الشيخ علي المشكيني

42

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

دور مىسازد و به آتش نزديك مىنمايد نيست ، مگر آن كه من شما را از آن نهى كرده‌ام . ] و چنين مطلبى را علماى اهل سنّت ادّعا نمىكنند و اگر ادّعا كنند ، چه كسى را مصداق اين مقام مىدانند ؟ سوم ، مسأله اتقان طريق و استحكام نقل و اطمينان به صدور و وصول احاديث نبى گرامى است كه بر حسب مسلك تشيع ، تا سنه 260 هجرى ثابت است و عامّه آن را نپذيرفته‌اند . توضيحاً بايد اشاره كرد كه اهل بيت پيامبر گرامى اسلام ، اگر فرض كنيم كه امامتشان هم ثابت نباشد ، بايد بپذيريم كه حجّيت گفتار و نقل احاديث و نيز وجوب تمسّك به آنها در أخذ احكام الهى و علوم و معارف قرآنى ، امرى ثابت و مسلّم است ؛ به دليل آيه شريفه : « إنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا » . و نيز به دليل گفتار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : إنى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللَّه و عترتى أهلَ بيتى ، ما إن تمسّكتم بهما لَنْ تضلّوا . پس كتاب و سنّت ، هر دو پشتوانه حجّيت قول اهل بيت عليهم السلام و بيانگر لزوم مراجعه به ايشان و أخذ احكام از آنان است و بىترديد ، آنان با امثال انَس و عِكرمه و ابو هُريره و . . . فرق اساسى دارند و احاديثشان قابل مقايسه با هيچ حديثى از غير آنها نيست ؛ چه آن كه « دروغ » ، پليدى و رجسِ روح و روان است و آيه شريفه مذكور ، آنها را از هر رجس و پليدى دور داشته و پاكيزه شمرده است ؛ چنان كه حديث متواتر ثقلين نيز همه امّت را به فراگيرى و أخذ از ايشان و تمسّك به علوم آنها دعوت مىكند .