الشيخ علي المشكيني
129
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
و آن گاه اين رنگ ظاهر مىشود كه لباس جسم را از پيكر روح خارج ساخته و به سوى آخرت پرواز كنيم . آنجاست كه رنگ و قيافه و صورت اصلى انسانها روشن و مشخص مىشود : أَلَا رُبَّ نَفْسٍ جَائِعَةٍ عَارِيَةٍ فِى الدُّنْيَا طَاعِمَةٌ فِى الْآخِرَةِ نَاعِمَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ، أَلَا رُبَّ نَفْسٍ كَاسِيَةٍ نَاعِمَةٍ فِى الدُّنْيَا جَائِعَةٌ عَارِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَة ؛ چه بسيار كسان كه در اين جهان سير و خوشاند و در روز رستاخيز گرسنه و برهنهاند . و چه بسيار كسان كه در اين جهان گرسنه و برهنهاند و روز رستاخيز سير و خوشاند . از اين رو است كه اگر انسان بخواهد چهرهء روح خويش را زيبا سازد ، بايد بكوشد كه منتسب به اوصاف حميده شده و شرايط لازم را براى پرورش كمالات در خانه روح خويش فراهم آورد تا هنگام ترك اين دنيا - كه همچون زندانى مؤمن را در بر گرفته است - پرگشوده و به ملكوت اعلى بپيوندد . و از اين رو ، مىبينيد هنگامى كه مرگ مؤمنين فرا مىرسد ، شاد و خندان هستند ؛ اما چون ايمان ما ناقص است ، از مرگ مىهراسيم . اگر روزى درب زندان را در مقابل كسى كه محكوم به حبس ابد است ، باز كنند و به او بگويند بفرماييد ، شما آزاد هستيد ، او چه قدر خوشحال مىشود ؟ اگر ما داراى ايمانى كامل بوديم ، بايد در مقابل مرگ چنين عكس العملى نشان مىداديم . علت اين است كه ما براى عالم آخرت كارى نكرده و توشهاى برنداشتيم كه مرگ را ابتداى راحتى و اول سعادت خود بشماريم . ما همانند مرغى هستيم كه در قفس محبوس شده و قفس او را در صحرايى پر از حيوانات وحشى قرار دادهاند . بديهى است اگر قفس بشكند ، در چنگال حيوانات درنده گرفتار خواهيم شد و ما را قطعه قطعه خواهند كرد . ما مىدانيم كه اگر اين قفس تن بشكند و مرگ ما فرا برسد ، در مقابل گناهان ، خيانتها و جنايتهايى كه انجام