الشيخ علي المشكيني
51
نوشتارهاى فقهى (فارسى)
آيات زير ، شاهد كلام فوق است : 1 . « الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فى سِتَّةِ أيّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ ما مِنْ شَفيعٍ إلاّ مِنْ بَعْدِ إذْنِهِ » ؛ « 1 » خداوند ، آسمانها و زمين را در مدّتى كه مىتوان به شش روز تحديد نمود ، بيافريد و سپس بر اوضاع كشور هستى استيلا و سلطه يافته ، مشغول تدبير و اداره شد . شفاعت و وساطت طبيعى بين علل و معلولات ، جز در تحت ارادهء تكوينى او تحقّقپذير نيست . 2 . « يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إلَى اْلأَرْضِ » ؛ « 2 » از آسمان تا زمين ، تدبير امر را خداوند تحت ارادهء خود انجام مىدهد . 3 . « إنّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ » ؛ « 3 » ما هر چه آفريديم به اندازه آفريديم . 4 . « وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديرًا » ؛ « 4 » همهء اشيا را روى تقدير و اندازهگيرى بيافريد . جبر باطل است و اعتقاد بدان ، انحرافى است مسئلهء 37 . مقتضاى ادلّه اين است كه : جبر ، باطل ؛ و اعتقاد بدان ، اعتقادى است انحرافى ؛ زيرا جبر ، عبارت است از اعتقاد به اينكه تمام افعال و حركات و سكنات انسان از وى به ارادهء تكوينى اللَّه سر مىزند و انسان خود هيچ تأثيرى در افعالش ندارد ؛ پس اعمال وى ، نظير حركتها و سكونهايى است كه در نقش پرده و پرچم ، به وسيلهء دست ديگران و يا وزيدن باد ، تحقّق مىيابد . دليل بطلان جبر و حرام بودن اعتقاد بدان ، آن [ است ] كه : هر عاقلى وجداناً درك مىكند كه در انجام كارهاى اختيارى خود و يا ترك آنها مختار است و اين ارادهء او است كه دخالت دارد ؛ انسان ، ابتدا تصوّر فعل ؛ و بعد تصديق مفيد بودنِ آن را مىكند و سپس خود را در برابر آن مختار مىبيند و به اختيار ، يكى از دو طرف فعل يا ترك فعل را انتخاب مىكند .
--> ( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 . ( 2 ) . سورهء سجده ، آيهء 5 . ( 3 ) . سورهء قمر ، آيهء 49 . ( 4 ) . سورهء فرقان ، آيهء 2 .