الشيخ علي المشكيني

50

نوشتارهاى فقهى (فارسى)

بود نموده است ؛ پس خداوند ، ازلى و بدون سابقهء عدم ؛ و جهان ، حادث و با سابقهء عدم است . شاهد كلام ، آيات و اخبار زياد است دالّ بر آن‌كه آسمان‌ها و زمين و همهء اشيا را خداوند تعالى بر حسب اراده و مشيّت خويش خلق و ايجاد و ابدا فرموده است ؛ « الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما » ؛ « 1 » او آسمان‌ها و زمين و آنچه در ميان آن‌ها است ، بيافريد . « وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديرًا » ؛ « 2 » او همه چيز را بيافريد و سپس اندازه و حدود خاصّى بر آن‌ها معيّن فرمود . « بَديعُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ » ؛ « 3 » او از نو پديد آورندهء آسمان‌ها و زمين است . قضا و قَدَر چيست ؟ مسئلهء 36 . مستفاد از ادلّه دربارهء قضا و قدر اين است كه : « قضا » به معناى تحكيم و تثبيت ؛ و « قَدَر » به معناى تقدير و اندازه‌گيرى است . و مقصود از قضا آن‌كه : قانون كلّى علّيّت و معلوليّت - چنانچه قبلًا اشاره شد - بر سر تا سر جهان حكمفرما ؛ و نظام جهان هستى ، بر پايهء علّيّت و معلوليّت ، استوار است ؛ و ايجاد كنندهء اين نظام و حاكم مطلق بر حفظ و ادارهء آن ، مشيّت تكوينى الهى بر طبق حكمت بالغه است ؛ پس عنوان قضا و تحكيم ، هم در مرحلهء روابط بين علل و معلولات است و هم در مرحلهء حاكميّت مشيّت حق بر آن‌ها . و حاصل مراد آن‌كه : در هيچ‌يك از دو مرحله ، تخلّف ، ممكن نيست . و مقصود از قدر آن‌كه : هيچ‌يك از اجزاى عالم و مصاديق علل و معلولات و كيفيّت تأثير آن‌ها در يكديگر بىحدّ و به نحو اطلاق نيست ، بلكه به طور نسبى و تحت ضابطهء معيّن قرار گرفته و اداره مىشوند ؛ و عنوان قدر ، مربوط به اين مرحله است ؛ و اين نيز تخلّف‌پذير نيست .

--> ( 1 ) . سورهء فرقان ، آيهء 59 . ( 2 ) . سورهء فرقان ، آيهء 2 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 117 ؛ سورهء انعام ، آيهء 101 .