الشيخ علي المشكيني
86
تفسير روان (فارسى)
اعراب : « ما » در « ما أغنى » نافيه و « ما كانوا . . . » فاعل « أغنى » است و برخى گفتهاند « ما » استفهاميه است . [ عذاب و اتمام حجّت الهى ] تفسير : به آنها خبر ده كه اگر سالهاى بسيار آنان را برخوردار كنيم و بهره دهيم ، سپس عذابى كه وعده داده مىشدند بيايد ، اين برخوردارى ، عذاب ما را از ايشان دفع نكند ؛ يعنى تمتع دنيا و نعيم آن و طولانى بودن عمر ، دافع عذاب و مانع عقاب ايشان نخواهد بود ؛ بلكه موجب ازدياد گناه ايشان و عذاب ايشان مىشود ، پس چرا بر آن اعتماد نموده و به آن شادماناند و از عاقبت حال خود انديشه نمىكنند ؟ ! در تفسير كشاف نقل نموده كه ميمون بن مهران ، آرزوى ملاقات حسن بصرى را داشت . روزى او را در طواف خانهء كعبه ديد ، گفت : مرا موعظه نما . اين آيه را خواند : مَآ أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ . . . . « 1 » ( آيهء 208 ) ( وَ مَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ) تفسير : و از اهل هيچ شهرى هلاك نساختيم ، مگر آن كه براى اهالى آن شهر از جانب ما انذاركنندگانى بودند كه آنان را انذار مىكردند . ( آيهء 209 ) ( ذِكْرَى وَ مَا كُنَّا ظلِمِينَ ) اعراب : گفته شده « ذكرى » مفعول له « منذرون » در آيهء قبل است . تفسير : تا تذكّر حاصل و حجّت بر آنها تمام شود و ايشان را بر خداى تعالى هيچ حجتى نباشد .
--> ( 1 ) . تفسير كشّاف زمخشرى ، ج 3 ، ص 338 چاپ بيروت دار الكتب العربى .