الشيخ علي المشكيني
54
تفسير روان (فارسى)
تفسير : پس قوم نوح عليه السلام در مقام انكار برآمده در جواب او گفتند : آيا ايمان آوريم و تو را تصديق كنيم ، و حال آن كه فرومايگان كه نه حسب دارند و نه نسب و نه مال و نه جاه از تو پيروى كردهاند . حاصل آن كه قوم نوح به جهت سخافتِ عقل و قصور رأى خود ، فقط نظر بر مظاهر دنيا داشتند و پيروى فقرا و ضعفا را مانع پيروى خود دانستند ، و به اين قول اشاره كردند به آن كه پيروى فقرا و ضعفا از روى بصيرت نيست ؛ بلكه به طمع مال و جاه به ظاهر موافقت نموده و اما در باطن مخالف هستند . ( آيهء 112 ) ( قَالَ وَ مَا عِلْمِى بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ) تفسير : نوح عليه السلام در جواب آنان فرمود : مرا چه اطلاعى است كه ايشان چه كنند و مرا با باطن آنها چه كار است ؟ مرا با دعوت ايشان و ظاهر عمل آنان كار است . يعنى حكم من بر ظاهر باشد و چون به ظاهر ايمان آورده و اعمال اهل ايمان بجاى آرند ، پس بر من واجب است كه با آنها معاملهء اهل ايمان نمايم . ( آيهء 113 ) ( إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبّى لَوْ تَشْعُرُونَ ) تفسير : حساب باطن ايشان نيست مگر بر پروردگار من كه بر حقايق قلوب بندگان آگاه است اگر بينديشيد . يعنى اگر شعور داريد كه خداى تعالى عالم الغيب و الشهاده مىباشد ، پس مىفهميد قول مرا در اين باب ، و ليكن جاهليد و از معارف بهرهاى نداريد و آنچه نمىدانيد مىگوييد . قريش نيز به همين طريق سلوك نموده و به اصحاب حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله طعن زدند ،