الشيخ علي المشكيني
55
تفسير روان (فارسى)
چنان كه پادشاه روم از ابو سفيان از پيروان حضرت محمد صلى الله عليه و آله پرسيد ، ابو سفيان گفت : ايشان ضعفاى مردم و فرومايگاناند . او گفت : هميشه پيروان انبيا چنين بودهاند . حاصل آن كه چون قوم نوح عليه السلام پيروان او را به بىمقدارى و پستى طعن زدند ، آن حضرت با جملهء « لو تشعرون » ردّ اعتقاد آنها فرمود كه نبايد مؤمن را رذل گويند اگرچه فقيرترين مردمان و پستترين مردمان در حسب و نسب باشد ؛ بلكه نظر الهى به ايمان و تقوا و طاعت است ، و لذا احترام و اكرام مؤمن ، واجب و اهانت و توهين به او مبارزه با خداى تعالى باشد . ( آيهء 114 ) ( وَ مَآ أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ) تفسير : خلاصه : قوم نوح گفتند : اين اراذل را از مجلس خود دور كن تا ما با تو مجالست نماييم و سخن تو را بشنويم . حضرت نوح عليه السلام فرمود : من طردكنندهء مؤمنان از نزد خود نيستم . ( آيهء 115 ) ( إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ) تفسير : من جز ترسانندهء آشكار نيستم ، يعنى من مبعوث شدهام به دعوت مكلّفان ، خواه اغنيا و خواه فقرا . تنبيه : اين كلام در حكم علت عدم طرد است ؛ يعنى مرا فرستادهاند تا بندگان را از كفر و معاصى بترسانم ، چه عزيز و با اقتدار باشند ، يا ذليل و بىمقدار ، پس چگونه سزاوار باشد كه فقرا را به جهت طلب پيروى اغنيا طرد نمايم . يا نيست بر من مگر ترساندن شما ؛ ترساندنى بيّن به برهان واضح ، پس جايز نباشد فقرا را براى استرضاى شما طرد نمايم .