الشيخ علي المشكيني

405

تفسير روان (فارسى)

پسرخواندهء ايشان آنگاه كه پسرخوانده‌ها نيازشان را از آنها برآورده و طلاق داده باشند منعى نباشد و امر تكوينى خدا همواره شدنى است . تبصره : آيهء شريفه بايد با توجّه به سه مقدمه تفسير گردد : [ دو دليل بر عصمت پيامبران ] مقدمهء اول : ثبوت عصمت پيامبران به دو دليل : 1 - حصول غرض الهى از بعثت انبيا موقوف است به عصمت ايشان از گناه و خطا و سهو و نسيان ؛ زيرا اگر معصوم نباشند ، نقض غرض الهى لازم آيد ، و نقض غرض قبيح و صدور كار قبيح از خدا ممتنع است ، پس عصمت انبيا واجب باشد . و چون عصمت ثابت شد ، پس هر شخصى كه نبوّتش با صدور معجزه محقّق گرديد ، يقين حاصل شود كه معصوم است ؛ زيرا طريق علم به عصمت پيامبر ، نبوّت او مىباشد . 2 - اگر انبيا معصوم نباشند ، فايدهء بعثت منتفى شود و لازم باطل باشد ، پس ملزوم هم باطل است . بيان ملازمه : اگر گناه براى انبيا جايز باشد ، پس به صحّت گفتار آنان وثوق و علم حاصل نشود . و هرگاه وثوق حاصل نشود اطاعت اوامر و نواهى آنان واجب نگردد ، پس فايدهء بعثت آنان منتفى شود . مقدمهء دوم : چنان كه واجب است عصمت انبيا از خطا و گناه ، همچنين واجب است تنزه انبيا از جميع عيوب جسمانى و اخلاق ذميمه و پيروى از هواهاى شيطانى و جميع امورى كه موجب تنفر طباع باشد تا مانع از ايمان آورن مردم به او نشود . و همچنين واجب است اتصاف پيامبر به تمام صفات كمال ، پس بنابراين محال است از چنين شخصى امورى كه شايستهء مقام او نباشد - بلكه سبب تخطئهء او باشد - ظاهر شود مانند تمايل به زن اجنبى ؛ حاشا و كلّا ! مقدمهء سوم : اين كه چه بسا كارى مباح و حلال باشد و انجام آن گناه نباشد ، امّا پيامبر حيا نمايد از اين كه مردم از آن مطلع شوند ، و مقصود از ترس كه در آيهء شريفه مطرح شده همان حيا است كه پيامبر از اين كه مردم بفهمند كه او مىخواهد با همسر مطلّقهء پسرخواندهء خود ازدواج كند حيا مىكرد ؛ اما خداوند امر فرمود كه اين كار را انجام دهد و مردم هم مطلع شوند و حكم الهى در اين مورد روشن باشد .