الشيخ علي المشكيني

406

تفسير روان (فارسى)

شرح داستان : مرسوم بود شخصى را برگزيده ، او را تربيت مىنمودند و به خود نسبت مىدادند ( تبنّى / پسرخواندگى ) و در جاهليّت نكاح با زنان پسرخوانده را مانند نكاح با زنان پسران خود حرام مىدانستند . خداى تعالى وحى فرمود به پيغمبر صلى الله عليه و آله كه زيد بن حارثه ( كه پسرخواندهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ) به زودى همسر خود زينب را طلاق مىدهد و امر فرمود كه بعد از جدايى زيد از او ، حضرت رسول زوجهء او را تزويج نمايد تا اين عمل حضرت رسول ناسخ آن سنّت جاهليّت باشد . پس چون زيد خدمت حضرت حاضر شد براى مرافعه در حالى كه عازم بود بر طلاق زينب ، حضرت براى تبرئه و تنزُّه نفس نفيس خود از سوء ظن منافقان ، فرمود : همسر خود را نگاهدار و طلاق مده ! و مخفى مىداشت در نفس شريف ، اين را كه بعد از جدا شدن زيد و زينب از هم با طلاق ، براى امتثال امر الهى بايد با زينب ازدواج كند ، و بقيهء آيه شريفه شاهد اين مطلب است كه خداى متعال فرموده است : زينب را به همسرى تو درآوريم تا معلوم باشد كه از نظر اسلام اين كار منعى ندارد و حرام نيست و آن سنّت جاهلى از نظر اسلام مردود و باطل است . ( آيهء 38 ) مَّا كَانَ عَلَى النَّبِىّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِى الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا اعراب و لغت : خَلَوا به معنى مَضَوا مىباشد . سنّة منصوب است به فعل مقدَّر . تفسير : بر پيامبر در آنچه خدا براى او مقرّر كرده و حلال كرده - مانند ازدواج با همسر پسرخوانده بعد از طلاق او - هيچ گونه منعى و وزرى نيست . اين سنّت جاريهء الهى است در بارهء كسانى و پيامبرانى كه پيش از اين گذشته‌اند ، و پيوسته فرمان و امر خداوند