الشيخ علي المشكيني
404
تفسير روان (فارسى)
2 - آن كه با فرمان خدا و رسول مخالفت نمايد به خاطر پيروى از شهوت و غفلت ، و در اين صورت عاصى و فاسق خواهد بود . [ ازدواج پيامبر با همسر پسر خواندهاش ( زينب ) ] ( آيهء 37 ) وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِى أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِى فِى نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَلهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنكَهَا لِكَىْ لَايَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِى أَزْوَ جِ أَدْعِيَآلِهِمْ إِذَا قَضَوْاْ مِنْهُنَّ وَطَرًا وَ كَانَ أَمْرُاللَّهِ مَفْعُولًا اعراب و لغت : أن تخشاه منصوب است به حرف جر مقدَّر : « بأن تخشاه » . وَطَر به معنى حاجت و نياز است . تفسير : و ياد بياور - اى پيامبر - زمانى را كه به كسى ( زيد ) كه خدا به او نعمت ايمان بخشيده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى كه او را كه بَرده بود آزاد كرده بودى و از بسيارى محبت به او وى را فرزند خود خواندى ( فرزندخواندهء تو بود ) گفتى همسرت ( زينب ) را براى خود نگاهدار و از خدا دربارهء او بترس ( و طلاقش مده و يا به او نسبت تكبّر مده ) و اين در حالى بود كه تو آنچه را كه خداوند در آينده آشكار سازندهء آن بود ( مأمور شدن تو به ازدواج با زينب در صورتى كه زيد او را طلاق دهد ) در دل خود پنهان مىداشتى و از مردم مىترسيدى كه بگويند : با همسر پسرخواندهء خود ازدواج كرده است ! در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى . فَلَمَّا قَضَى . . . : پس چون زيد از زينب نيازش را برآورد و او را طلاق داد او را همسر تو كرديم تا در آينده براى مؤمنان ازدواج با همسران