الشيخ علي المشكيني
248
تفسير روان (فارسى)
بند بر دست و پاى خود نهد . پس خانهء او محبس اوست ؛ همچنين كسانى كه غير خدا را پرستش كنند - يعنى اطاعت و پيروى هوى و متابعت شيطان كنند - در بند و قيد و وزر و و بال آن قرار گرفته و راه خلاصى ندارند و عاقبت معاقَب و معذَّب شوند . ( آيهء 42 ) إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِى مِن شَىْءٍ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ اعراب : در « ما » دو احتمال است : موصوله كه مفعول « يدعون » باشد و استفهاميه به معنى « أيَّ شىء » يعنى « يعلم أيَّ شيءٍ يدعون » . تفسير : سپس بر سبيل تهديد مىفرمايد كه اى پيغمبر ، به كفّار بگو : بى ترديد خداوند حقيقت آنچه را بجاى او به پرستش مىخوانند هر چه باشد از بت و مَلِك و بشر و ستاره و خورشيد و ماه و غير آن را مىداند كه جز جمادى بىاثر يا عاجز در برابر خدا نيست و قابل پرستش نمىباشد ، وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ : و اوست غالب در مُلك خود كه محتاج به شريك نيست و حكيم در جميع افعال ، و عالم به همه چيز . ( آيهء 43 ) وَ تِلْكَ الْأَمْثلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يَعْقِلُهَآ إِلَّا الْعلِمُونَ تفسير : و اين گونه مثلها را براى مردم ( به جهت تقريب آنچه دور است از فهم و معرفت ايشان مانند قبح آنچه انجام مىدهند از عبادت غير خدا و پيروى دين باطل ، و درك آنچه حق