الشيخ علي المشكيني

170

تفسير روان (فارسى)

كنندگان ميان مردمان و رفع نمايندگان نزاع به وجه احسن باشى . ابن عباس و برخى مفسّران بر قول اوّل باشند كه طرف مخاطبهء موسى سبطى بوده نه قبطى . به هر حال موسى چون اين سخن بشنيد ، ايشان را رها نمود . قبطيان نزد فرعون شكايت نمودند كه يكى از اسرائيليان مردى از ما را كشته است ! فرعون گفت : بى حجّت و بيّنه كسى را نتوان كشت ، برويد تفحص كنيد . ايشان به تفحص مشغول شدند ، و معلوم شد كه قاتل موسى بوده است . خبر به فرعون رسيد و فرعون با مشورت با سران قوم خود بر قتل موسى تصميم گرفت و پسر عموى موسى از واقعه آگاه شده متوجه موسى شد ، چنانچه فرمايد : ( آيهء 20 ) وَ جَآءَ رَجُلٌ مّنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يمُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنّى لَكَ مِنَ النصِحِينَ لغت : يأتمرون مضارع از باب افتعال ؛ يعنى مشورت مىكنند . تفسير : مردى از منتهاى شهر - يعنى از طرف دربار فرعون كه بر كنار شهر بود - با شتاب آمد تا زود به موسى رسد و او را از تصميم فرعونيان باخبر سازد تا او فرار نمايد . چون نزد موسى رسيد : گفت : اى موسى ، به درستى كه اشراف قوم كه امرا و مقربان درگاه فرعون‌اند ، با هم دربارهء تو مشورت مىكنند كه تو را بكشند ، فَاخْرُجْ إِنّى لَكَ مِنَ النصِحِينَ : پس از اين شهر بيرون رو ، به درستى كه من از خيرخواهان تو هستم . ( آيهء 21 ) فَخَرَجَ مِنْهَا خَآلِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبّ نَجّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظلِمِينَ