الشيخ علي المشكيني

96

تفسير روان (فارسى)

است ، ياء تكلّم قلب به الف شده و حذف گرديده و فتحه به جاى آن مانده است . « 1 » رَقَبَ الشىءَ - از باب نَصَر - : مراعات و حفظ كرد آن را . تفسير : قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِى پس از آن كه موسى در حال خشم و تأسف با قوم خود گفتگو نمود و آنها را مورد عتاب و توبيخ قرار داد ، متوجه برادر خود شد و او را نيز سخت عتاب نمود . معناى آيه : موسى گفت : اى هارون ، چه چيز جلوگيرت شد آن گاه كه ديدى آنها گمراه شدند از من پيروى نمايى ؟ يعنى چرا آنها را از پرستش موجودى جماد نهى نكردى و در اين باره پافشارى ننمودى و شدت عمل نشان ندادى ؟ آيا فرمان مرا عصيان كردى ؟ ! قَالَ يَابْنَ امَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِى وَلَا بِرَأْسِى يعنى : هارون گفت : اى پسر مادرم ، ريش مرا مگير و موهاى سر مرا قبضه مكن . گفته‌اند : پسر مادر خواندن موسى به لحاظ تحريك عواطف اوست و گرنه اتفاقى است كه موسى برادر پدر و مادرى هارون بوده است . و ظاهر آيه اين است كه گرفتن ريش و موهاى سر هارون و كشيدن او به سوى خود در حال غضب ، براى توبيخ او و تخيّل ترك نهى از منكر بوده و آيهء وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ [ اعراف ، 150 ] و گفتار هارون در آيهء لَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ [ اعراف ، 150 ] مؤيّد اين مطلب است . لكن اين نحوهء برخورد از پيامبر مرسل و معصومى خاصّه از پيامبران اولواالعزم يا پيامبر مرسل ديگرى ، در نزد وجدان انسانِ باايمان بسيار مستبعد است ، ولى آيات مربوطه قابل تأويل نيست و از اين جهت بسيارى از مفسران چنين گفته‌اند كه : موسى بن عمران عليه السلام مردى قوى در ايمان ، متعصب در دين و شديدالغضب و خشمناك از ديدن منكرات دينى بوده و عمل مزبور از وى در حال خشم دينى و غضب در راه خدا انجام گرفته است و عملى به اين انگيزه در نزد عقل و عرف ، منكر حساب نمىشود و مخالفتى با عصمت پيامبرى ندارد .

--> ( 1 ) . يا : پس از حذف ياء تكلّم ميم مفتوح شده است ، زيرا جايز است پس از حذف ياء ، كسرهء ميم باقى باشد و يا تبديل به فتحه‌گردد .