الشيخ علي المشكيني
343
تفسير روان (فارسى)
شئون قدرت او آفريدن اين انسان است كه از قطرهء آب مختلط دو صنف از نوع انسان را آفريده و هر صنفى را داراى افراد بىشمار كرده كه همه در عين شباهت كامل به يكديگر در ماهيت و هيكل و قيافهء انسانى ، ممتاز از هم از نظر خصوصيات قيافه و اعضا و افكار و اخلاق است به گونهاى كه هرچه انسان متفكر بينديشد بر تحيّرش افزوده مىشود . فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ [ ملك ، 3 ] . وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيراً يعنى : مشركان مكه و قريش به جز خداوند و به جاى او چيزى را مىپرستند كه نه سودى به حال آنها دارد و نه ضرر و زيانى به آنها مىرساند ، يعنى به شهادت عقل و وجدان و مشاهدهء بالعيان . و پيوسته كافر بر ضد پروردگار خود پشتيبان است . يعنى معاون و پشتيبان شيطان است در مخالفت با خدا و مبارزه با پيامبران او و صالحان امت او . وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً يعنى : و اى پيامبر ، ما تو را جز مژدهدهنده و بيمرسان نفرستاديم . حصر وظيفهء پيامبر به تبشير و انذار به عنوان وظيفهء اوّلى اوست . يعنى پس از دعوت به سوى هدف و روشنكردن هدف و اتمام حجت براى هدف ، وظيفهاى ندارى جز مژدهء اجر و پاداش دنيوى و اخروى براى پذيرندگان و مطيعان ، و ترساندن منكران و طغيانگران . و اما اجبار و اكراه قلبى مردم به ايمان و اذعان از قدرت غير خدا خارج است . و اما توفيق مؤمنان و اضلال طاغيان در قبضهء قدرت حق است . و اما تشكيل حكومت و اعمال ولايت و اجبار بر تسليم و انقياد جامعه از شئون منصب امامت و ولايت است . و اما پاداش دنيوى و اخروى به ايمان و طاعت و كيفر و عذاب بر كفر و طغيان ، از شئون خداوندى است . قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا يعنى : اى پيامبر ، به ملتى كه به سوى آنها مبعوث گشتهاى بگو : من در برابر تبليغ و كوششهاى طاقتفرساى خود در ابلاغ دين و كتاب و اتمام حجت و تعليم و تربيت و تزكيهء نفوس پاداشى از شما نمىطلبم جز آن كس را يعنى جز ايمان و عمل آن كس را كه بخواهد به سوى پروردگار خود راهى اتّخاذ كند . يعنى مزد ابلاغ رسالت من پذيرش آن از جانب شما و عمل به آن است .