الشيخ علي المشكيني

342

تفسير روان (فارسى)

وَهُوَ الَّذِى خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً « 54 » وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيراً « 55 » وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً « 56 » قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا « 57 » لغت و اعراب : صهر : خويشان زن انسان ، داماد انسان . ظهير : پشتيبان . إلّامن شاء استثناء متصل است به‌تقدير « إلّا فِعلَ مَن شاء » . تفسير : وَهُوَ الَّذِى خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً يعنى : و اوست آن كه از آب بشرى آفريد ، پس او را داراى نسب و قرابت زوجيت قرار داد . مراد از بشر در اين‌جا اولاد آدم است و مراد از ماء ، نطفهء پدر و مادر است . و حاصل آيه آن كه خداوند انسان‌ها را كه از پدر و مادر متولد شده‌اند داراى دو قسم رابطه با جامعهء خود قرار داده : رابطهء تكوينى از ناحيهء نسب مانند رابطهء نسبى با پدر و مادر و ارحام آنها ، و رابطهء تشريعى و سببى از ناحيهء ازدواج مانند خويشان از جانب زن از پدر زن و مادر زن و غيرهم . و برخى گفته‌اند كه مراد از نسب ، پسران و مراد از صهر ، دختران است . يعنى خدا او را داراى پسر و دختر قرار داد . پس اين آيه مرادف آيهء أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِن مَنىٍّ يُمْنَى ، ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ، فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى [ قيامت ، 37 - 39 ] است . و نيز گفته‌اند كه : مراد از نسب ، خويشان محرم انسان و صهر ، خويشان نامحرم اوست . « وكان ربك قديراً » يعنى پروردگار تو از ازل و پيوسته بر همه چيز تواناست . يعنى و از