الشيخ علي المشكيني
320
تفسير روان (فارسى)
أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَ قَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُوراً اين كلام را نيز بر سبيل تنزل مىگويند . يعنى : حال كه فرشته نازل نمىشود چرا گنجى بر او از عالم بالا افكنده نمىشود ؟ يعنى براى آن كه زندگى خود را با آن اداره كند و مثل مردم مجبور به كسب و كار نباشد كه از هدفش باز ماند . و يا اگر از عالم بالا مَلَك يا گنجى نمىآيد حداقل باغى در روى زمين داشته باشد كه از آن بخورد و امرار معاش نمايد . سپس آن ستمكاران در خطابى به مسلمين گفتند : شما پيروى نمىكنيد مگر از مردى جادوزده كه خردش آسيب ديده و ادعاى تماس با غيب و ملك دارد . انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا يعنى : اى پيامبر ، بنگر چگونه براى تو مثلها زدند ! مثل هر مطلب كلّى و عجيب است كه در موارد مختلف بدان استشهاد مىشود ، و آنها دربارهء پيامبر مطالبى مىگفتند كه عقل سليم و شرع الهى آنها را باطل مىداند و بايد سخنشان مانند مثل رايج گردد ، نظير اينكه : او جادوشده است ، پيامبر نبايد غذا بخورد ، نبايد ميان مردم راه برود ، بايد فرشتهاى همراه او بيايد تا او را تصديق كند ، بايد از آسمان براى او گنج بريزد ، بايد باغى براى امرار معاش داشته باشد . « فضلُّوا » يعنى آنها در نتيجه دربارهء شناخت پيامبر و رسول الهى گمراه شدند و هرگز راه مستقيمى پيدا نمىكنند . يعنى نمىدانند كه پيامبر فردى از بشر است و به واسطهء پاكى ذاتى و امتيازات تكوينى و تشريعى با مبدأ اعلى و فرشتگان او رابطه پيدا مىكند و احكام و وظايف ساير بشرهاى محيط خود را از خالق گرفته به خلق تحويل مىدهد . تَبَارَكَ الَّذِى إِن شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِّن ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُوراً يعنى : اى پيامبر ، مبارك و و الا و پرخير و بركت است آن خدايى كه اگر بخواهد در همين دنيا براى تو بهتر از آنچه آنها مىگويند خلق مىكند ، يعنى باغهايى كه از زير درختان آنها پيوسته نهرها جارى باشد ، و براى تو قصرهاى مرتفعى قرار مىدهد . در اين آيه خداوند جواب برخى از اقتراحات و پيشنهادهاى آنها را داده ، مانند نازل شدن گنج و احداث باغ ، و از برخى هم اعراض كرده است چون در جاهاى ديگر اين كتاب