الشيخ علي المشكيني

31

تفسير روان (فارسى)

وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ يعنى : و اى پيامبر ، آنها را از روز حسرت كه روز قيامت است بيم ده ، و حسرت آنها آن‌گاه است كه كار تمام شده است . يعنى همه در محكمهء عدل الهى حضور يافته ، بهشتىها دستور بهشت گرفته و آنان محكوم به عذاب و جهنم شوند . از آن روز بيم ده در حالى كه آنان امروز در غفلت كفر و عناد و نفاق‌اند و آنها هرگز ايمان نمىآورند . إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ يعنى : حقيقت اين است كه ما خود زمين را و كسانى را كه بر روى آن ساكن‌اند وارث خواهيم بود و آنها همگى به سوى ما بازگردانده مىشوند . معناى وارث شدن خداوند نسبت به زمين و وارث شدن نسبت به صاحبان آن يكى است ، زيرا وراثت زمين ، مرگ صاحبان آن و باقى ماندن آن است در تحت سيطرهء خداوند . و وراثت صاحبان زمين هم مرگ آنها و قرار گرفتن زمين در اختيار خداست . پس جملهء « و من عليها » عطف تفسير و تأكيد مطلب است . و بايد دانست كه جملهء اول در اين‌جا اشاره به مرگ همه كس و بقاى خداوند است ، و جملهء دوم اشاره به اين است كه مرگ فناى مطلق نيست ، بلكه هلاك‌شوندگان به وسيلهء سير خاصى به سوى خدا بازمىگردند به اين طريق كه نخست از دنيا منتقل به برزخ و سپس منتقل به قيامت و ما بعد قيامت مىشوند . وَاذْكُرْ فِى الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقاً نَّبِيّاً « 41 » إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَاأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِى عَنكَ شَيْئاً « 42 » يَا أَبَتِ إِنِّى قَدْ جَاءَنِى مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِى أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً « 43 » يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيّاً « 44 » يَاأَبَتِ إِنِّى أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيّاً « 45 »