الشيخ علي المشكيني

254

تفسير روان (فارسى)

وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عن ذِكْرِهِم مُعْرِضُونَ « 71 » أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ « 72 » وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ « 73 » وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ « 74 » تفسير : وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ در آيهء پيش ذكر شد كه كفّار و مشركان از حق كراهت دارند و لازمهء آن اين است كه مىخواهند دعوت الهى و مشى پيامبر در طريق خواست‌ها و هواهاى نفسانى آنها باشد و آن شدنى نيست . معناى آيه : و اگر حق و حقيقت پيرو هواهاى آنها مىشد ، بىترديد آسمان‌ها و اين زمين و همهء كسانى كه در آنها قرار دارند فاسد و تباه مىگشتند . يعنى اگر همان بود كه آنها مىگويند و ادارهء جهان به دست شريكان خدا و ارباب انواع و خدايان مختلف بود ، فساد آسمان‌ها و زمين لازم مىآمد ، زيرا لازمهء تعدد اراده‌هاى مستقل و مقتدر ، اختلاف است و لازمهء اختلاف ، فساد . بدين معنا كه اگر چنين تعددى پيش از خلقت باشد اختلاف سبب فساد حدوثى مىشد و اصلًا آنها به وجود نمىآمدند ، و اگر پس از خلقت باشد منجر به فساد در بقا و تباهى موجود مىشد . و ممكن است مراد از تبعيت حق از هواهاى آنها اين باشد كه اگر خدا شرك و آداب و سنن و فحشا و منكرات جاهليت را امضا مىكرد و پيامبر را مأمور اجرا و پيروى از آنها مىنمود ، مدتى نمىگذشت كه خداوند غضب مىكرد و تصميم به قيام رستاخيز مىگرفت و فساد در نظم آسمان‌ها و زمين پديد مىآمد . بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عن ذِكْرِهِم مُعْرِضُونَ