الشيخ علي المشكيني

151

تفسير روان (فارسى)

درگيرىهاى گفتارى در ميان عقلا فراوان است . فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ يعنى : پس از شنيدن منطق قوى ابراهيم يكايك آنها به نفس و وجدان خويش بازگشتند و بطلان تأثير جمادات و عدم صلاحيت آنها براى ربوبيت و الوهيت در پيشگاه عقلشان - هر چند لحظاتى - روشن گرديد . و يا آن كه آنها به يكديگر در اين باره رجوع كردند و بر خطاى خود آگاه شده ، اعتراف نمودند و به همديگر گفتند : حقّاً اين شماييد كه ستمكاريد و اين امر ناروا را پذيرفته‌ايد . ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هؤُلَاءِ يَنطِقُونَ يعنى : سپس همه سرنگون شدند و بر سر خويش وارونه گشتند . پس از لحظاتى از درك حقيقت و قضاوت وجدان به سوى مجادله با ابراهيم و اثبات باطل بازگشتند به گونه‌اى كه گويى ناگهان بر فرق خود سرنگون شدند ، و به ابراهيم گفتند : تو خود مىدانى كه اينان حرف نمىزنند و توان سخن گفتن ندارند . و غرضشان اين بود كه تو با علم به اين كه آنها نطق ندارند مطلب را به آنها حواله مىكنى . شاهد اين است كه كار ، كار خود توست پس مجرم اين حادثه تويى . قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَالا يَنفَعُكُمْ شَيْئاً وَلَا يَضُرُّكُمْ « 66 » أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ « 67 » قَالُوا حِرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ « 68 » قُلْنَا يَانَارُ كُونِى بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ « 69 » وَأَرَادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ « 70 »