الشيخ علي المشكيني

152

تفسير روان (فارسى)

لغت و اعراب : افّ در اصل نالهء شخص ناراحت است و اسم فعل استعمال شده به معناى أتضجّر : ناراحتى مىكشم . أفلاتعقلون استفهام انكارى و توبيخى است . ان كنتم فاعلين جزاء شرط ، مفهوم از جملات قبل و محذوف است ، به‌تقدير « إن كنتم فاعلين فحرِّقوه » . تفسير : قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَالا يَنفَعُكُمْ شَيْئاً وَلَا يَضُرُّكُمْ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ يعنى : ابراهيم پس از اعتراف آنها كه بت‌ها توان سخن ندارند ، براى الزام آنها و اتمام حجت بر آنها گفت : پس آيا شما به جز خداوند و به جاى او چيزى را مىپرستيد كه هيچ سودى به حال شما ندارد و هيچ ضرر و زيانى نمىتواند به شما بزند ؟ اف بر شما يعنى قبح و زشتى بر شما و بر آنچه غير خداوند مىپرستيد ، آيا نمىانديشيد ؟ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ قُلْنَا يَانَارُ كُونِى بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ يعنى : مشركان گفتند : ابراهيم را در آتش بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد اگر اهل كاريد . ما هم گفتيم : اى آتش ، بر ابراهيم سرد و سلامت باش . در جملهء « قلنا يا نار » ايجاز حذف است و مراد اين است كه پس از آن كه آنها در برابر منطق رسا و حجج و براهين ابراهيم عاجز شدند متوسل به زور گشتند و بالأخره او را در آتشى بس عظيم و هولناك افكندند و ما به آتش امر كرديم ، و اين خطاب تكوينى است ، يعنى ما اراده كرديم كه آتش بر او سرد گردد و سلامت باشد يعنى در درجهء حرارت ملايم طبع بشر باشد نه سرماى شديد و زمهرير گردد . « و أرادوا به كيداً » يعنى آنها دربارهء ابراهيم قصد كيد كردند كه او را بكشند و حجت و برهانش را باطل سازند و نورش را خاموش نمايند و توحيد را تبديل به شرك كنند ، و در نتيجه ما آنها را زيانكارتر كرديم . زيرا به مقصد خود نرسيدند و نتيجهء كارشان ظهور بطلان