الشيخ علي المشكيني
149
تفسير روان (فارسى)
تفسير : وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ يعنى : ابراهيم گفت : سوگند به خداوند كه دربارهء بتهاى شما پس از آنكه شما از نزد آنها بازگرديد و رو به سوى مراسم عيد يا خانههاتان كنيد چارهانديشى خواهم كرد . و ظاهر اين است كه اين تهديد را در نزد فرد يا افراد معدودى كرده است . فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً إِلَّا كَبِيراً لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ يعنى : پس از بيرون شدن آنها و خلوت شدن بتخانه همهء آنها را خُرد كرد جز بزرگشان را كه شايد به او مراجعه كنند . يعنى پس از ديدن حادثه رجوع به بت بزرگ نمايند چه آن كه او را خداى بزرگ مىناميدند ، تا بر آنها عجز بتان ثابت شود و ترديد در ربوبيت آنها حاصل گردد . قَالُوا مَن فَعَلَ هذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ يعنى : پس از اطلاع آنها از حادثه و اجتماع در بتخانه و مشاهدهء حال اسفبار بتها سران آنها و يا برخى از آنها گفتند : چه كسى اين اعمال ناپسند و توهين بزرگ را دربارهء خدايان ما انجام داده است ؟ حقّاً كه او از ستمكاران است . استفهام در اينجا براى تعجب و تأسف و تحريص مردم بر تحقيق امر و مجازات عامل است . و مراد از ظلم او ستم او بر مردم و تعدى به حقوق مذهبى و اهانت به مقدساتشان است و يا ظلم او بر خودش كه خود را در معرض خطر و هلاكت قرار داده است . قَالُوا سَمِعْنَا فَتىً يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ يعنى : عدهاى گفتند : جوانى را شنيديم كه بتان را پيوسته به بدى ياد مىكند و نام او را ابراهيم مىگفتند . يعنى پس مقتضاى قراين اين است كه حادثه كار او باشد . قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ يعنى : گفتند : او را بياوريد در حالى كه در محل بالايى در مقابل چشمان مردم قرار گيرد ، شايد مردم گواهى دهند . گواهى دهند به اين كه از بتها بدگويى مىكرده تا او را به گفتارش محكوم كنيم . و يا آن كه در عقوبت و مجازات او حاضر باشند و مشاهده كنند .