الشيخ علي المشكيني
131
تفسير روان (فارسى)
آنها از حق روى برتافتهاند و كوركورانه تقليد از گذشتگان نمودهاند . يعنى و اما اقليّت آنها كه حق را تشخيص مىدهند اسير هوا و هوساند و عناداً نمىپذيرند . [ ابطال قول به فرزند دارى خدا ] وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِى إِلَيْهِ أَ نَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ « 25 » وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ « 26 » لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ « 27 » يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ « 28 » تفسير : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِى إِلَيْهِ أَ نَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ از اين آيه برمىآيد كه پيامبران گذشته همگى در ميان ملتِ مشرك بودند و اكثر وظايف آنان دعوت به توحيد و ترك شرك و بتپرستى بوده و ابلاغ فروع دين و معارف آسمانى و تربيت و تكميل نفوس منحصر به افراد معدودى از پيروانشان بوده است . معناى آيه : اى پيامبر ، پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم جز اين كه پيوسته به او وحى مىكرديم كه معبودى غير از من نيست ، پس تنها مرا بپرستيد . وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ يعنى : و آن مشركان در برابر مرسلين و فرستادگان ما گفتند كه خداى رحمان براى خود فرزند اتخاذ كرده است . ظاهراً مراد از اين مشركان آنهايند كه فرشتگان را فرزندان خدا مىدانستند . و ممكن است مراد از واوِ « قالوا » اعم از مشركان و يهود و نصارا باشد كهآنها هم عُزَير و مسيح را فرزندان خدا مىدانستند . و مراد از « سبحانه » اين است كه خدا منزه است از آنچه مىگويند و سخنان كفرآميز بر زبان مىآورند . بلكه آن فرشتگان