الشيخ علي المشكيني

132

تفسير روان (فارسى)

بندگان گرامى ما هستند ، زيرا از آغاز آفرينش تا پايان زندگى هرگز گناه و خطايى از آنها سر نمىزند . لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ يعنى : آنها هرگز در گفتار بر خدا سبقت نمىگيرند و آنها هستند كه به امر او عمل مىكنند . بايد دانست كه ظاهر آيه اين است كه مراد از واو جمع « يسبقونه » فرشتگان است و بنابراين اگر مراد از امر در اين‌جا فرمان لفظى خدا باشد معناى آيه اين است كه آنها پيوسته در انتظار صدور فرمان خدايند در ادارهء امور جهان هستى ، و سبقتى بر فرمان حق نمىگيرند . و ممكن است مراد از امر ، ارادهء خداوند باشد . يعنى آنها پيوسته طبق ارادهء تكوينى خدا عمل مىكنند و ارادهء آنها تابع ارادهء خداست كه به هر چه متعلّق شود آن را اراده مىكنند و فعليت مىبخشند و بنابراين آنها اراده دارند و اختيار ندارند . و اگر مراد از واو جمع ، انبيا و صالحان باشند مراد از امر ، فرامين اصولى و فروعى خداست كه پيوسته تابع آن هستند و پيشدستى ندارند ، يعنى خود گفتارى از خود ندارند . يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ يعنى : خداوند آنچه را جلو دست آنها و آنچه را پشت سر آنهاست مىداند . حضرت حق تمام اعمال و آثار وجوديى كه در گذشتهء زمان از آنها صادر شده و آثار وجوديى كه در آينده صادر مىشود مىداند . و ممكن است مراد از « ما بين أيديهم » آثار وجودى آينده و « ما خلفهم » آثار وجودى گذشته باشد . وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى يعنى : و آن عباد گرامى شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه خدا از او راضى باشد ، يعنى از عقايد او و توحيد و اصول دين او ، زيرا شفاعت در گناهانِ فرعى است . پس اين آيه ردّ گمان آنهاست كه مىگفتند هؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ [ يونس ، 18 ] و اثبات اين كه آنها مشركان را شفاعت نمىكنند . وَهُم مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ يعنى : و آنها از عظمت و جلال خداوند پيوسته در بيم و هراس‌اند .