الشيخ علي المشكيني

11

تفسير روان (فارسى)

اين آيه تفسير نداء است ، يعنى : زكريا چنين گفت : پروردگارا ، حقيقت اين است كه استخوان‌هاى بدنم در اثر گذشت عمر سست شده و موهاى سرم در اثر پيرى و مرور زمان همانند شعلهء آتش ، سفيد و مشتعل گشته و هرگز اى خداوند ، من در دعا و درخواست از درگاهت محروم نبوده‌ام . و يا آن‌كه هرگز دعوت تو و امر و نهيت را نافرمانى نكرده‌ام . و در روايات اهل‌بيت وحى عليهم السلام آمده كه خداوند هيچ حاجتى را از مؤمن رد نمىكند ؛ يا خود آنچه را خواسته مىدهد و در صورت عدم مصلحت ، عوض آن را در دنيا يا در آخرت عطا مىكند . وَإِنِّى خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً « 5 » يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً « 6 » لغت و اعراب : موالى جمع مولا ، معانى متعدد دارد كه از جمله وارث و اولاد اعمام است . عاقر : نازا ، مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . رضىّ بر وزن فعيل ، به معناى راضى يا مَرضى . تفسير : وَإِنِّى خِفْتُ الْمَوَالِىَ مِن وَرَائِى وَكَانَتِ امْرَأَتِى عَاقِراً فَهَبْ لِى مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً يَرِثُنِى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ بايد دانست كه زكرياى پيامبر اولاد نداشت و وارث او پس از ارتحال ، عموها يا عموزادگانش بودند و آنها همه مردمانى ناصالح و از اشرار بنىاسرائيل بودند و بدين‌جهت بيم داشت كه پس از مرگ ، اموالش به دست وارثان ناصالح افتد و در مصارف حرام مصرف نمايند ، و نيز منصب توليت بيت‌المقدس و رياست احبار و تبليغ شريعت و كتاب وقت و تصدى امر به معروف و نهى از منكر همه در دست وارثان ناصالح قرار گيرد ، از اين