الشيخ علي المشكيني

104

تفسير روان (فارسى)

كرد آن را ، شكست آن را . تفسير : يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَرَضِىَ لَهُ قَوْلًا يعنى : در آن روز هيچ شفاعت و وساطتى از هيچ شفاعت‌كننده‌اى و براى هيچ شفاعت‌شونده‌اى سودى نخواهد بخشيد جز شفاعت كسى كه خداى رحمان او را اذن شفاعت دهد و از گفتار او راضى و خشنود باشد . يعنى كسى كه از اولياى خدا باشد مانند پيامبران و معصومان و فرشتگان و صالحان بشر ، و از گفتارش خشنود باشد براى آن كه متناسب با حال شفاعت‌شونده است در اسقاط كيفر يا ترفيع درجه . و يا آن كه جز شفاعت كسى كه خداى رحمان دربارهء او اذن شفاعت شدن دهد و از گفتار او يعنى از عقايد قلبى و اصولى او خشنود باشد ، مانند گنهكارانى كه اصول اعتقاداتشان صحيح و بدون خدشه باشد . يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً يعنى : خداوند آنچه را كه جلو دست آنهاست و آنچه را كه پشت سر آنها قرار دارد مىداند . يعنى از گذشتهء حالات هر دو طايفهء شفاعت‌كننده و شفاعت‌شونده در دنيا و برزخ آگاه است و از كيفر و پاداششان پس از رستاخيز نيز آگاه است ، و آنها هرگز به علم خداوند و يا به حال گذشته و آيندهء خود احاطهء علمى ندارند . و ممكن است مراد از « ما بين أيديهم » آينده‌هاى احوال آنها و از « ما خلفهم » گذشته‌ها باشد . و اين دو احتمال در نظاير اين آيه در جاهاى ديگر اين كتاب كريم نيز جارى است . وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَىِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً يعنى : و در آن روز همهء چهره‌ها در برابر خداوند حىّ قيّوم يعنى زنده و پاينده و برپا دارنده و نگهبان و مدبر جهان هستى ، ذليل و خاضع خواهند بود . و بىترديد آن كس كه در دنيا بار ستم بر دوش گرفته در آن روز از رحمت خداوند نوميد خواهد شد ، يعنى به نحو قطعى و ابدى اگر بار ستم كفر و شرك باشد و به نحو موقت و محدود اگر فسق باشد .