الشيخ علي المشكيني
102
تفسير روان (فارسى)
يا طول برزخ با ابديت ) مىگويد : شما در آنجا درنگ نكرديد مگر يك روز . زيرا در مقام ارائهء قلّت مدتى در برابر ابديت ، يك روز روشنتر و عادلانهتر از ده روز است . وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّى نَسْفاً « 105 » فَيَذَرُهَا قَاعاً صَفْصَفاً « 106 » لَّا تَرَى فِيهَا عِوَجاً وَلَا أَمْتاً « 107 » يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً « 108 » لغت و اعراب : نَسَفَ البناءَ - از باب ضَرَب - : از بيخ كند آن را ، نسف الحَبَّ : پاشيد آن را . « 1 » فيذرها ضمير مؤنث راجع است به ارضِ مفهوم از سياق . قاع : زمين هموار . صفصف : زمين صاف و خالى از همه چيز . عِوج و امْت : پستى و بلندى . لاعوج له يعنى « لا انحراف لأحد عن قوله و دعوته » . همس : صداى آرام و آهسته . تفسير : وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّى نَسْفاً ، فَيَذَرُهَا قَاعاً صَفْصَفاً * لَّا تَرَى فِيهَا عِوَجاً وَلَا أَمْتاً يعنى : اى پيامبر ، از تو راجع به كوهها مىپرسند كه : پايان كار آنها چيست و چه خواهند شد ؟ به آنان بگو : پروردگار من هنگام رستاخيز و قيام قيامت همهء آنها را از سطح زمين بركنده و خرد نموده ، همانند گرد و غبارى در هوا مىپراكند . يعنى در نتيجه همه را نابود مىسازد و جايگاه آنها را زمينهايى هموار و صاف و خالى از همه چيز وا مىنهد به گونهاى كه در آن هيچ پستى و بلندى نبينى .
--> ( 1 ) . نسف الجبالَ : دكَّها يعنى آن را خُرد و پاره پاره كرد .