الشيخ علي المشكيني

19

تفسير روان (فارسى)

بلكه در اطراف آن بحث مىكردند يا ساكت بودند . قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِى غَيَابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ يعنى : گوينده‌اى از آنها پيشنهاد ديگرى داد و گفت : اگر شما به راستى اهل عمليد ، يوسف را نكشيد ، بلكه در ته چاهى كه پنهان از انظار است بيفكنيد تا بعضى از كاروان‌ها او را برگيرند و ببرند . گفته شده : اين پيشنهاد از يهوذا برادر بزرگ‌تر از همه و عاقل‌تر و مهربان‌تر آنها بود و مراد از چاه ، چاه معهودى است كه بر سر راه كاروان‌هاى مصر بود و حفر آن به نحو مخروط بود كه لب چاه كم‌عرض بود و رفته رفته وسيع‌تر مىشد . اين پيشنهاد مورد قبول واقع شد و از طرف همه تصميم جدّى بر انجام آن گرفته شد . بايد دانست كه در حال برادران يوسف عليه السلام اختلاف است و ظاهر ، آن كه آنها مؤمن و معتقد به نبوت پدر و اجدادشان بودند و از جملهء وَتَكُونُوا مِن بَعْدِهِ قَوْماً صَالِحِينَ نيز استفاده مىشود كه طالب صلاح حال خويش و رضاى پدر بوده‌اند و لغزش و گناه براى انسان امرى است طبيعى و بر آنها نيز غريزهء حسد و هواى نفس و وعدهء توبه از شيطان غلبه كرد . و برخى از علماى اهل سنّت گفته‌اند : آنها پيامبر بوده‌اند و اين عمل پيش از نبوتشان بوده . لكن طبق مذهب اماميه پيامبر بايد مطلقاً معصوم باشد يعنى پيش از بلوغ و پيش از نبوت هم گناهى از او صادر نشود و اينان بىترديد ، پيامبر نبودند و عنوان اسباطى كه در رديف پيامبران در آيهء 136 بقره آمده طبق بيان مرحوم سيد مرتضى رحمه الله افراد ديگرى از اولاد اسحاق يا يعقوب بوده‌اند . قَالُوا يَا أَبَانَا مَالَكَ لَا تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ « 11 » أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدَاً يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ « 12 » قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ « 13 » قَالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخَاسِرُونَ « 14 »