الشيخ علي المشكيني
110
تفسير روان (فارسى)
[ پايدارى حق و ناپايدارى باطل ] تفسير : أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَابِياً يعنى : خداوند از آسمان - از ابرهاى بالاى سرتان - آبى نازل كرد به صورت باران و برف و تگرگ ، پس رودخانههايى بزرگ و كوچك هريك به اندازهء گنجايش خود روان گشتند ، پس سيلاب جارى كفهاى برخاستهء بر روى آب را حمل نمود . وَمِمّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ يعنى : و نيز از آنچه در كورهها براى به دست آوردن زينت و زيور يا وسايل زندگى بر آن آتش مىافروزند كفى است مانند كف سيل . اين گونه خداوند حق و باطل را ثبوت و تحقق مىبخشد ، حق را به ثبوتى پرسود و دائم ، و باطل را به ثبوتى بىنفع و موقت . « 1 » فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ اين كلام در بيان وجه تشبيه در اول آيه است ، بدين طريق كه حال مشبّهٌ به يعنى نزول باران و تصفيهء فلزات را بيان مىكند تا حال حق و باطل كه مشبَّهاند روشن گردد . معناى آيه : اما آنچه كف است دور ريخته مىشود و از بين مىرود ، و اما آنچه مردم را سود مىبخشد در زمين باقى مىماند . يعنى همان گونه كه كف ، موجودى بىارزش و بىسود است و دوام ندارد هرچند برترى جسته و در بالا قرار گرفته است ، باطل نيز چنين است ، بىسود و بىدوام و برترىجو است . و همانطور كه آب ، موجودى پرنفع و ثابت در امكنهء مختلف است ، حقّ و حقيقت يعنى احكام آسمانى و معارف دينى نيز در هر عصرى در قلب رسولان شريعت و در درون اهل دين و پيروان حق ، ثابت و
--> ( 1 ) . يا : اين گونه خداوند حق و باطل را مثل مىزند . حقايق ، آب و فلزاتاند و باطلها كفهاى آنها .