الشيخ علي المشكيني
104
تفسير روان (فارسى)
[ تسبيح و سجدهء موجودات ] هُوَ الَّذِى يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ « 12 » وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ « 13 » لغت و اعراب : خوفاً و طمعاً هر دو مفعولٌ لَه يريكم . رعد : صدا و غرّش ابر . صاعقه : آتشى كه از تراكم ابرها توليد مىشود . بحمده متعلق است به يسبّح به تقدير « مقارناً بحمده » . مِحال : مصدر مفاعله ، فريبكارى و مكر . تفسير : هُوَ الَّذِى يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ يعنى : و اوست كسى كه برق جهنده را از ميان ابرها براى بيم و طمع به شما نشان مىدهد . يعنى براى آن كه از صاعقه و آتش سوزنده و تگرگ كوبنده و سيل ويرانگر آن بترسيد ، و به راه افتادن رودها و ذخيره شدن آبها در زير زمين و پشت سدها ، و رشد گياهان و درختان و وفور نعمتها و ظهور بركتها چشم طمع بنديد . و نيز اوست كسى كه ابرهاى سنگين را پديد مىآورد . يعنى به وسيلهء تابش خورشيد و ايجاد گرما و تصاعد بخارها ابرهاى متراكم به درازا و پهنا و قطرى فوق تصور در جوّ بالا ايجاد مىكند كه به دقت اقيانوسى از آب تصفيه شده را در خود جا داده ، حركت مىكند . وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ يعنى : وغرّش ابرها او را تسبيح و تنزيه توأم با ستايش مىكند . يعنى صداى رعد دلالت تكوينى و عقلى بر منزه بودن او از هر عيب و نقص دارد و بالملازمه او را توصيف تكوينى