الشيخ علي المشكيني

10

تفسير روان (فارسى)

يعنى : اى مردم ، از پروردگارتان كه همهء شما را از يك نَفْس آفريده پروا كنيد . مراد از نَفْس واحده طبق آنچه از آيات ديگر اين كتاب كريم و از روايات قطعى وارده از اهل‌بيت وحى عليهم السلام استفاده مىشود آدم ابوالبشر ، جدّ اعلاى انسان‌ها و نخستين انسان مخلوق به نحو غيرعادى است ؛ بدين طرز كه در آغاز ، مجسمهء او را از گِل و لاى بساخت ، يعنى يكايك اعضا و اندام‌هاى ريز و درشت او را از خميرمايهء لجنى بدبوى و لزج و تيره‌رنگ ، به صورت گوشت و استخوان و پوست و موى ، در شكل و هيئت اعضاى فعلى او درست كرد ، سپس همه را به هم وصل نمود تا مجسّمه و هيكل تامّ و تمام او تحقّق يافت ، و پس از مدتى نامعلوم ، از روح منسوب به خود كه نوعش روح بشرى بود در آن هيكل بدميد ، تا آن دو موجود مختلف الماهيه و متباين الحقيقهء عِلْوى و سِفْلى و نورانى و ظلمانى با يكديگر مختلط شدند به گونه‌اى كه تصور و پىبردن به كنه آن امتزاج و تأثير هر يك از ممتزجين در ديگرى و نتيجهء متغاير كشش‌هاى طبيعى آنها و تأثير اقتضاى هر يك نسبت به امور خارجى ، براى خود او هم مجهول است ، و بالأخره زنده شد و به حركت افتاد و نفس واحده شد و نامش را « آدم » گذاشتند . وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا يعنى : و جفت او را از خود او بيافريد . اين جفت از جنس او و از همان خميرهء گِلى كه او را آفريد بود ، بشر ديگرى بدان طرز بساخت ، يعنى ابتدا اجزاى جسد را تركيب و تنظيم نمود و تعديل بخشيد ، سپس از روح خود در آن نيز بدميد كه مجانست ميان طرفين در هر يك از روح و جسد تحقّق يابد . و چون نفس اول به شكل مرد بود نفس دوم را به صورت زن ساخت ، و او دومين مصداق از انسان مخلوق به نحو غيرعادى شد نه به طرز طبيعى و عادى . و او جدّهء اعلاى انسان‌ها و نامش « حوّا » است . و بنابراين ، هر دو فرد از نظر سبق خلقت جسدشان بر روح ، و نزول روحشان از عالم امر ، بر خلاف اولادشان مىباشند كه تشكّل جسد و تكوّن روحشان از طريق عادى است ، زيرا طريق عادى و متعارف در اولادشان اين است كه جسدشان از مواد اوليهء زمين با طى راه طولانى مرموزى به مرحلهء نطفه و علقه و مضغه مىرسد سپس هيكلشان به صورت جنين تشكّل مىيابد و روحشان