الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
49
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
نكن ! » . چون ايّام ماه صفر فرا رسيد ، او دچار نشست و برخاست شد ؛ هى بر مىخاست و مُضطرب مىنشست و نگران بود ، بين مردم ناشناس به سمت كوه در جستجوى دوستان و آشنايان بيرون رفت تا اينكه خبر درگذشت امام عليه السلام به وى رسيد . « 1 » 11 - صدوق از سعدبن عبداللَّه نقل كرده است ، مىگويد : كسانى كه در وقت درگذشت و خاكسپارى حسنبن علىّبن محمّد عسكرى عليهم السلام حضور داشتند به قدرى زياد بودند كه كسى تعداد آنها را نمىداند و امكان ندارد چنان جمعيّتى برگفتن دروغى هم دست شده باشند ، براى ما نقل كردند ، و ا ين نقل ماجرا در زمانى بود كه ما در ماه شعبان سال 278 هيجده سال يا بيشتر پس از درگذشت ابومحمّد حسنبن على عسكرى عليهما السلام در مجلس احمدبن عبيداللَّه بن يحيىبن خاقان حضور داشتيم ؛ كه در آن روز كارگزار شاه ( خليفه ) بر ماليات و املاك ناحيهء قم بود ، مردى كه از همهء خلق خدا دشمنتر و پرعداوتتر به اهل بيت عليهم السلام بود . صحبت از آل ابىطالب كه در سامرا اقامت داشتند و مذهب و صلاحيتشان و قدر و منزلشان در نزد خليفه شد ، احمدبن عبيداللَّه گفت « 2 » : من در سامرا از علويان مردى را نديدهام و سراغ ندارم همچون حسنبن علىّبن محمّدبن علىّالرّضا عليهم السلام و نشنيدهام كه در رفتار ، وقار ، پارسايى
--> ( 1 ) - بصائر الدّرجات : ص 482 . ( 2 ) - اين داستان در بخش فضايل امام عليه السلام نقل شد ولى چون تفاوتهايى داشت ناگزير در اينجا نيزنقل كرديم ، مؤلف محترم نيز در پايان حديث آورده است كه چون تفاوتهايى در دو نسخه مشهود بود ، از اين رود در اينجا نيز نقل كردم - م .