الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

82

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

وسط روز قرار داشتيم و خورشيد گرم بود و مىسوزانيد ! و ابوالحسن عليه السلام سوار بر مركب و لباس ضد باران بر تن در حالى كه دم مركبش را بسته و فرش گليم درازى زيراندازش بود از خيمه درآمد تمام كسانى كه در اردوگاه بودند و اهل قافله با ديدن آن منظره شروع به خنديدن كرده و مىگفتند : اين حجازى با هواى رى آشنا نيست ! پس از چند ميل كه رفتيم ابرى از سمت قبله بلند شد و فضا را تاريك كرد و به سرعت همه ما را سردرگم كرد و باران سيل آسايى همچون دهانهء مشك باريدن گرفت نزديك بود تلف شويم و در آب فرو رويم به حدى كه از لباس هايمان آب به بدنمان روان شد و كفش هايمان پرآب گشت ، باران تندتر و شتابان‌تر از آن بود كه پايين بياييم و لباده‌ها را در آوريم ، به صورت زشتى در آمديم و امام عليه السلام همچنان آشكارا لبخند مىزد و از كار ما در شگفت بود ! « 1 » يحيى مىگويد : در يكى از منزلها زنى به همراه پسرش كه درد چشم بود خدمت آن حضرت آمد و همواره خواهش و تمنا مىكرد و مىگفت : همراه شما يك مرد علوى هست مرا پيش او ببريد تا چشم اين پسرم را بهبود بخشد ! ما او را به محضر امام عليه السلام راهنمايى كرديم امام عليه السلام چشم آن پسربچه را گشود به طورى كه ما ديديم و هيچ ترديدى نداشتيم كه چشم وى از بين رفته است امام عليه السلام لحظه‌اى دست خود را روى چشم گذاشت لبهايش را حركت مىداد سپس او را كنار زد ناگهان ديديم چشم پسربچه گشوده و سالم است و هيچ عيبى ندارد . « 2 »

--> ( 1 ) - اثبات الوصيّه : ص 225 . ( 2 ) - همان ، ص 225 .